تبليغاتX
نیاکان گذشته
نیاکان گذشته
لا إله إلا الله وحده لا شريك له , له الملك وله الحمد وهو على كل شيء قدير
چهارشنبه 19 آبان1389
الله اول وآخر ...  

خداوند اول وآخراست ، او زنده است كه نمي ميرد ، او هــر كاري بخواهد انجام ميدهد ، هيچكس برعلم خدا دسترسي ندارد ، خواب  وخواب آلودگي براو چيره نمي شود ، هر چه انجام دهد مورد بازخواست قرارنمي گيرد ، ولي مردم مورد باز خواست قرارمي گيرند 

خداوند منزه و پاك است از اينكه مخالف ، مساوي ، مشابه ، همتا و همانند داشته باشد. هيچكس وهيچ چيز نميتواند مانع قضاء ايشان شود ويا حكم او را بتأخير اندازد ، وامرش هرگز مغلوب نميگردد ، بلكه همواره غالب است .

يقين داريم كه همه از نزد خداي متعال است .

ايمان داريم كه حضرت محمد صلي الله عليه وسلم ، بنده برگزيده وپيامبر منتخب ، وفرستاده مرتضي خداوند است .

 تصديق میکنیم يقين میکنیم و براي ما به اثبات رسيدکه خداوند قدرت بی انتها است و تمام کائنات تحت کنترل اوست

زمین محتاج به باران است درخت اسلام نیاز به خون یاران است.

در دلی که حب علاقه خداست جای ناامیدی ودلسردی نیست.

 

تعطروا بالاستغفار قبل ان تفوج منکم رائحه الذنوب

خود را معطر به استغفار کنید قبل از گندیدگی گناه .

پنجشنبه 22 مرداد1388
دعاهای قرآن ...  

دعاهای قرآن


دعای نوح:

11:45 سوره هود

"نوح خداوندش را صدا زد و گفت خداوندا، پسرم از خانواده من است و وعده تو حق است و تو بهترين حكم كننده‌ای. "

11:47 سوره هود

"نوح گفت من از اينكه چيزی را كه نميدانم از تو بخواهم بتو پناه ميبرم.

اگر مرا نيامرزی و بمن رحم نكنی از زيانكاران خواهم بود. "

23:26 سوره مومنون

"نوح گفت خداوندا، مرا در مقابل انکار آنها ياری کن. "

23:29 سوره مومنون

"و بگو خدايا مرا در جای پر برکتی پائين بياور. تو بهترين فرود آورنده ای. "

  دعای ابراهيم:

2:126 سوره بقره

"و وقتی را يادآوری كن كه ابراهيم گفت خداوندا،

اين سرزمين را امن ساز و هر كس از مردم آن را كه به خدا و روز آخرت ايمان آورد از محصولات آن بهره ‌مند ساز.

خدا گفت كسی كه كافر شود مدت كمی او را بهره ‌مند ميسازم بعد او را در آتش جهنم بيچاره ميكنم. جهنم بد جايی است.      "

2:128 سوره بقره

"خداوندا، ما دو نفر را تسليم خود ساز و از نسل ما امتی بوجود آور كه تسليم تو باشند

و آداب عبادتمان را به ما نشان بده و توبه ما را بپذير چون تو توبه ‌پذير مهربان هستی."

14:35 سوره ابراهيم

"و شما را بعد از نابودی آنان در زمين سكونت ميدهيم.

اينكار برای كسانی است كه از مقام من بترسند و از تهديد من هراس داشته باشند. "

14:44 سوره ابراهيم

"مردم را از روزی كه عذاب به سراغشان می‌آيد بترسان. ستمكاران ميگويند:

خداوندا، عذاب ما را برای مدت كمی عقب بينداز تا دعوت تو را اجابت و از پيغمبران پيروی كنيم.

آيا قبلا قسم نميخورديد كه شما از بين نميرويد؟ "

 

دعای موسی:

5:25 سوره مائده

"موسی گفت خداوندا، من فقط اختيار خودم و برادرم را دارم.

بين ما و گروهی كه اطاعت نميكنند جدائی بينداز. "

7:143  سوره اعراف

"وقتی موسی به محل وعده ما آمد و خداوندش با او صحبت كرد موسی گفت خداوندا، خودت را به من نشان بده تا تو را ببينم.

خدا گفت هرگز مرا نمی ‌بينی ولی به كوه نگاه كن، اگر سر جايش باقی ماند مرا خواهی ديد.

چون خداوندش به كوه تجلی كرد آن را با خاك يكسان كرد و موسی بيهوش افتاد.

چون بهوش آمد گفت خداوندا، تو بالاتر از اين هستی كه ديده شوی.

توبه كردم. من اولين مومن هستم. "

7:151  سوره اعراف

"موسی گفت خداوندا، من و برادرم را بيامرز و ما را مشمول رحمت خود ساز. تو بهترين رحمت كننده‌ای. "

10:88 سوره يونس

"موسی گفت خداوندا، تو به فرعون و درباريانش در زندگی دنيا زينت و مال داده‌ای تا مردم را از راه تو منحرف سازند.

خداوندا، اموالشان را از بين ببر و دلهايشان را سخت كن تا ايمان نياورند تا عذاب پر درد را ببينند."

20:25 سوره طه  تا  20:34  طه

موسی گفت خداوندا بمن حوصله بده. و كار مرا آسان نما. گره از زبانم بگشا. تا حرفم را بفهمند.

و از خانواده‌ام برادرم هارون را دستيار من ساز. پشت مرا بوسيله او محكم كن. او را در كار من شريك كن.

تا ترا زياد ستايش كنيم. و ترا زياد ياد كنيم.

20:45 سوره طه

"گفتند خداوندا، ما ميترسيم بر ما پيشدستی يا طغيان كند."

  دعای يوسف:

12:33 سوره يوسف

"يوسف گفت خداوندا، من زندان را بيشتر از انجام كاری كه مرا به آن دعوت ميكنند دوست دارم.

اگر نقشه پليد آنها را از من دفع نكنی به اطاعت آنها كشيده ميشوم و از نادانان خواهم بود."

12:101 سوره يوسف

"خداوندا، بمن فرمانروائی دادی و تعبير خواب را بمن ياد دادی.

ای آفريننده‌ آسمانها و زمين، تو سرور من در دنيا و آخرت هستی.

خداوندا، مرا مسلمان از دنيا ببر و مرا جزو افراد درستكار گردان."

  دعای زكريا:

3:38 سوره آل‌عمران

"اينجا بود كه زكريا خداوندش را به كمك خواند و گفت خداوندا، از طرف خودت بمن فرزند پاكی عطا كن.

چون تو شنونده دعا هستی. "

19:4 تا 19:10  سوره مريم

"خداوندا، در كمك خواهی از تو محروم نبوده‌ام.

من درباره بستگانم بعد از خودم ميترسم و زن من نازا است.

بنابراين از لطف خودت جانشينی به من بده.

كه از من و خاندان يعقوب ارث ببرد و او را فردی پسنديده ساز.

ندا داده شد كه ای زكريا، مژده پسری كه اسمش يحيی است بتو ميدهيم و قبلا کسی به اين نام ناميده نشده.

زكريا گفت خداوندا، چگونه ميتوانم پسری داشته باشم در صورتيكه زنم نازا است و من پير و ناتوانم.

فرشته گفت همينطور است كه ميگوئی.

خداوند تو گفت كه اين كار برای من آسان است، من قبلا تو را خلق كردم در صورتيكه چيزی نبودی.

زكريا گفت خداوندا نشانه‌ای برای من قرار بده.

فرشته گفت نشانه تو اين است كه سه روز در حالی كه سالم هستی نميتوانی با مردم حرف بزنی."

21:89 سوره انبياء

"و زکريا را ياد کن وقتی که خدايش را صدا زد و گفت خدايا، مرا تنها نگذار.

در صورتيکه تو بهترين وارث هستی."

 

دعای مادر حضرت مريم:

3:35 سوره آل‌عمران

"وقتی را يادآوری كن كه زن عمران گفت خداوندا، من فرزندی كه در شكم دارم نذر خدمت تو كرده‌ام، آن را از من بپذير.

چون تو شنوا و دانايی. "

دعای عيسی (ع):

5:114  سوره مائده

"عيسی‌ ابن ‌مريم گفت خداوندا، سفره غذائی از آسمان برای ما نازل كن

تا برای اول و آخر ما عيد و نشانه‌ای از تو باشد.

و بما روزی بده و تو بهترين روزی دهنده هستی. "

 

دعای حواريون:

3:53 سوره آل‌عمران

"خداوندا، ما به آنچه نازل كردی ايمان آورديم و از رسول پيروی كرديم.

پس ما را در رديف شاهدان بنويس."

5:83 سوره مائده

"وقتی قرآنی كه به پيغمبر نازل شده را می شنوند،

ميبينی كه بعلت حقی كه شناختند چشمشان پر از اشك ميشود.

ميگويند خداوندا ايمان آورديم ما را جزو شاهدان بنويس."

5:84 سوره مائده

"چرا ما به خدا و حقيقتی كه برای ما آمده ايمان نياوريم؟

اميدواريم كه خداوندمان ما را داخل جمع افراد درستكار كند."

  دعاء اصحاب كهف:

18:10 سوره كهف

"وقتی چند جوان به غار پناه بردند و گفتند خداوندا، بما رحمتی كن و وسيله هدايت ما را در كارمان فراهم نما. "

 


... ادامه مطلب
دوشنبه 19 مرداد1388
از ره غفلت به گدایی رسی گر به خود آیی به خدایی رسی ...  


راه حق یکی است و راههای گمراهی و باطل زیاد

1-خداوندمیفرماید:و ان هذا صراطی مستقیم فاتبعوه و لاتتبعوا السبل فتفرق بکم عن سبیله  ذلکم وصاکم به لعلکم تتقون . انعام 153

این راه راه مستقیم من است پس از آن پیروی کنیدو از راه های باطل پیروی نکنیدکه شما را از راه خدا منحرف وپراکنده می سازد اینها چیزهایی است که خداوند شما را بدان توصیه میکندتا پرهیزگار باشید.

2- ابن مسعود رضی الله عنه فرموده است:پیامبر صلی الله علیه وسلم با دستشان خطی کشیدو فرمود:

این راه مستقیم خداست پس خط های دیگری کشیده که به راست وچپ می رفت و فرمود: برهمه این راهها شیطانی است که به سوی آن فرا می خواند و آیه فوق را تلاوت کرد.

پس خدا کلمه صراط و راه را بصورت مفرد آورده و کلمه سبیل را که مخالف صراط است بصورت جمع بیان کرده است.زیرا راهی که بخدا میرسدیکی است و آن راه همان است که پیامبران را بر آن فرستادو کتابهایش را بر آن راه نازل کرد وهیچکس بخدا نمیرسدمگر از همین راه .

اگر مردم از هر راهی بروند وهر دری را بگشایند تمام راهها به انتها میرسد و تمام درها بسته خواهدشد مگر این یک راه که به خدا وصل است وبه خدا میرساند.

خداوندمیفرماید: هذا صراطی علی مستقیم (یعنی راهی است که مردم را به حق می رساند.)حجر41

آیات و احادیث هم بیانگر این است که راههای باطل زیادند: وآنها همان هایی هستند که از کتاب وسنت دور شده اند وبرای خودشان بدعت ها و نوآوریهای بی بنیادی را اختراع کرده که اسلام آنرا زشت می شمارد و بهمین خاطر در تاریکی ها سرگردانند وراه خدا را که دارای نور وهدایت است رها کرده اند بهمین خاطر است که خداوند میفرماید:

الله ولی الذین امنوا یخرجهم من ظلمات الی النور والذین کفروا اولیاوهم الطاغوت یخرجونهم من النور الی الظلمات اولئک اصحاب النار هم فیها خالدون.بقره 257

خداوند سرور کسانی است که ایمان آورده اند وایشان را از تاریکی های شک وتردید بیرون می آورد و به سوی نور رهنمون میشود وکسانی که کفر ورزیده اندو طاغوت سرور وسرپرست ایشان است وآنان را از نور بیرون آورده و به سوی تاریکی ها کفر وفساد می کشاند اینان اهل آتش اند ودر آن جاودانند.

 

سه شنبه 9 تیر1388
بدعت ...  

تعریف بدعت، انواع و احکام آن

 

1- تعریف بدعت در لغت: از «بدع» گرفته شده که بوجود آوردنی است که قبلاً سابقه نداشته است. خداوند می ‌فرماید:

﴿بَدِيعُ السَّمَاوَاتِ وَالأََََرْضِ﴾. (بقره / 117)

«به وجود آورندة آسمان‌ها و زمین است».

و می‌ فرماید:

﴿قُلْ مَا كُنْتُ بِدْعاً مِنَ الرُّسُلِ﴾. (احقاف / 9)

«بگو: من اولین کسی نیستم که رسالت را از طرف پروردگارم به بندگان ابلاغ می ‌کنم».

بلکه پیامبران زیادی پیش از مقام رسالت را به عهده گرفته ‌اند.

وقتی گفته می‌ شود فلانی بدعتی بوجود آورده، یعنی: کاری انجام داده که قبلاً کسی آن را انجام نداده است.

بدعت دو نوع است:

1-    بدعت در مسایل دنیوی مانند: اختراعات جدید که این نوع بدعت مباح است، چون اصل در مسایل دنیوی، مباح بودن است.

2-    بدعت در دین که حرام است چون اصل در این نوع توقف است [بدون حکم شرعی عبادت کم و زیاد نمی ‌شود]. پیامبر -صلی الله علیه وسلم- می ‌فرماید: «من احدث فی امرنا هذا ما ليس منه فهو رد»[1]. «هر کسی در این امر ما [دین] چیزی وارد کند، که از آن نباشد، مردود است». و در روایتی دیگر می ‌فرماید: «من عمل عملا ليس عليه امرنا فهو رد»[2]. «هر کس عملی را انجام دهد که طبق دستور ما نباشد، آن عمل مردود است».

2- انواع بدعت دینی:

بدعت در دین دو نوع است:

1-   بدعت قولی اعتقادی مانند دیدگاه‌ ها و اعتقادات جهمیه، معتزله، رافضه و سایر فرقه‌ های گمراه.

2-   بدعت در عبادات، مانند عبادت الله به گونه‌ای که مشروع نباشد. که این خود پنج قسم است:

أ – عملی به نیت عبادت انجام شود، مثلاً عملی که هیچ اصل و اساسی در دین ندارد، به عنوان عبادت به دین افزوده شود. مانند بوجود آوردن نماز یا روزه‌ای غیر مشروع که در شرع، هیچ اصلی نداشته باشد، یا برپایی اعیادی غیر مشروع، مانند: جشن ‌های تولد و ....

ب – بر عبادت مشروع افزوده شود، مانند اضافه کردن رکعتی پنجم به نماز ظهر یا عصر.

ج – حالت خاصی در نحوة انجام عبادت مشروعی، انجام شود. مانند انجام اذکار مشروع با صدای بلند و یا بصورت دسته جمعی و یا خود را به سختی انداختن در انجام عبادت بطوریکه از حد سنت رسول الله -صلی الله علیه وسلم- فراتر برود.

د – اختصاص دادن عبادتی مشروع در وقتی که شریعت آن را خاص به آن وقت نکرده است، مانند: اختصاص روز و شب نیمة شعبان به روزه و شب زنده‌داری که اصل روزه و شب زنده‌داری عملی مشروع است، اما تخصیص آن به وقتی مخصوص نیاز به دلیل دارد.

3- حکم انواع بدعت ‌های دینی

هر بدعتی در دین حرام و گمراهی است. پیامبر -صلی الله علیه وسلم- می‌ فرماید: «وإياكم ومحدثات الامور فان کل محدثة بدعة وکل بدعة ضلالة»[3]. «از امور نو پیدا -در دین- بپرهیزید، که هر نو پیدایی بدعت است و هر بدعتی گمراهی». و می ‌فرماید: «من احدث فی امرنا هذا ما ليس منه فهو رد»[4]. «هر کس در این امر ما [دین] چیز تازه‌ ای وارد کند که از آن نباشد مردود است». و می ‌فرماید: «من عمل عملاً ليس عليه امرنا فهو رد»[5]. «هر کس عملی را که طبق دستور ما نباشد انجام دهد، آن عمل مردود است».


... ادامه مطلب
جمعه 11 بهمن1387
خانه عنکبوت ...  

خانه عنکبوت                                                                                                                                                                                                                                       خداوند می‌فرماید: مثل الذین اتخذوا من دون الله اولیاء کمثل العنکبوت اتخذت بیتا وان اوهن البیوت لبیت العنکبوت لو کانوا یعلمون 41 .ان الله یعلم ما یدعون من دونه من شیءو هو العزیز الحکیم 42.و تلک الامثال نضربها للناس و ما یعقلها الا العالمون43. (العنكبوت: 41-43).
«
مثل كسانى كه غير از خدا را اولياى خود برگزيدند، مثل عنكبوت است كه خانه‏اى براى خود انتخاب كرده; در حالى كه سست‏ترين خانه‏هاى خانه عنكبوت است اگر مى‏دانستند. خداوند آنچه را غير از او مى‏خوانند مى‏داند، و او شكست‏ناپذير و حكيم است. اينها مثالهايى است كه ما براى مردم مى‏زنيم، و جز دانايان آن را درك نمى‏كنند».
 

در تاویل این آیات مفسرین می‌گویند: همانا خداوند این مثال را برای کسانی می‌زند که با اتخاذ اولیاء غیر او مانند جمادات، حیوانات، نباتات، انسان‌های زنده یا مرده، آنها را به فریاد می‌طلبند و بر آورده شدن نیازهایشان را از آنها می‌خواهند، و امیدوارند که آنان را یاری دهند و روزیشان برسانند، و هنگام سختی‌ها و شدائد به آنها متمسک می‌شوند. آنان در این کارشان مانند عنکبوت هستند وقتی که خانه می‌سازد تا در آن جای بگیرد و حامیش باشد. در حالی که این خانه به هیچ صورت به او سود نمی‌رساند، او را از گرما، سرما، باران حفظ نمی‌نماید و در برابر دشمن از او دفاع نمی‌کند و در واقع او را از هیچ چیزی بی‌نیاز نمی‌کند. سپس خداوند کسی که غیر او را پرستش می‌کند مورد تهدید قرار می‌دهد به اینکه او (خداوند) بر اعمال آنان آگاه است.

و بر موجوداتی (از جاندار و بی‌جان) که شریک او قرار می‌دهند آگاه است، و بزدودی جزای (شرک) آنها را خواهد داد[1].

 «معجزه‌های علمی[2] از خانه عنکبوت»



بحثی[3] را خواندم از دانشمند حشره‌شناس و نگهداری از گیاهان در دانشکده زراعت دانشگاه عین الشمس، دکتر البمبی. این بحث شیوة زندگی عنکبوت، کیفیت ساخت خانه و روش صید طعمه‌اش را به میان می‌کشد. و سپس به بحث اعجاز قرآن و یافته‌های علمی ثابت شده در محدودة این آیات می‌پردازد.

دکتر بحث خود را با این آیه شروع می‌کند: ﴿ کمثل العنکبوت اتخذت بیتا È﴾. او می‌گوید: خداوند – تبارک وتعالی – (در این آیه) کلمه اتخذت را آورده است.

این فعل مؤنث است و تاءتانیت به آن متصل شده تا بر مؤنث دلالت کند در حالی که کلمه عنکبوت مذکر است.

آنچه در وهله اول به ذهن می‌رسد - پناه بر خدا – یک خطای لغوی در آیه است. دکتر می‌گوید اگر خطای لغوی درست باشد[4] پس خطا علمی است در صورتی که این خطا غیر ممکن است از آفریدگار عنکبوت و خالق تمام جهان هستی صورت بگیرد.

اما در خلال دروس متفاوت علم حشرات و بحث دربارة طبیعت عنکبوت حقائق زیر برای ما روشن گردید.

حقیقت اول: اینکه عنکبوت‌های مذکر نمی‌توانند خانه بسازند بلکه تنها عنکبوت مؤنث بوسیله نخ بافته شده‌ای که در انتهای شکم او قرار دارد اقدام به ساختن خانه می‌کند و این نخ در عنکبوت مذکر وجود ندارد.

حقیقت دوم: عنکبوت مؤنث اقدام به ساختن خانه نمی‌کند تا وقتی که بالغ می‌شود و آماده ازدواج می‌گردد، در این حال ساختن خانه عامل مهمی در جذب عنکبوت مذکر است که طبیعتاً قادر به ساختن خانه نمی‌باشد.

حقیقت سوم: عنکبوت مؤنث با تارهای بافته شده که با مهندسی خاص و بطور فنی آنها را به داخل هم می‌برد، خانه خود را می‌سازد، به نوعی که نسبت به هر تحرک خارجی فوق‌العاده حساس است. و با ماده لزج و چسبناکی آغشته شده است. که هر حشره‌ای به محض اینکه بر آن مرور کند یا نزدیک شود فوراً به آن می‌چسبد و این تارها حشره را به بند می‌کشند تا اینکه عنکبوت ماده برسد و صید را دریافت کند.

حقیقت چهارم: بعد از اینکه ازدواج به پایان رسید و عنکبوت نر ماده را باردار کرد، عنکبوت ماده به مکان دور و مطمئنی می‌رود تا تخم‌هایش را بگذارد.

در این هنگام که مذکر در خانه‌اش احساس امنیت می‌کند ناگهان عنکبوت ماده بر او حمله می‌برد و او را می‌خورد. این امر باید صورت بگیرد زیرا تارهای بدن عنکبوت نر در عملیات رسیدن تخم‌ها بسیار مهم هستند[5].

با این حقایقی که دانشمند از بحث خود در آورده چند مورد برای ما روشن شدند.

1- خانه عنکبوت بطور مطلق از نظر ساخت و نازکی تارها از سست‌ترین خانه‌ها است، تارهایی که نه در گرما و نه در سرما حافظ نیستند، و در برابر دشمن مدافع به حساب نمی‌آیند همانطور که مفسران و متخصصین گفته‌اند.

2- علی‌رغم اینکه خانه عنکبوت بطور مطلق سست‌ترین خانه است، اما برای هر حیوانی که بر آن مرور کند یا نزدیک آن شود دام یا تلة نصب شده به حساب می‌آید (و آنها را به دام می‌‌اندازد).

3- سستی خانه عنکبوت تنها به حالت ظاهری و حسی ساخت آن بر نمی‌گردد، بلکه یک سستی معنوی هم دارد، از آنجا که عنکبوت نر آن را برای خود محل امن کاذبی می‌‌دانست، و درست به دلیل اینکه گمان برد محل امنی برای اوست، عاقبت قتل‌گاه او شد.

اگر بخواهیم متوجه وجه شبه کامل بین خانه عنکبوت و کسانی شویم که به غیر از خداوند اولیائی برای خودشان بر می‌گزینند، طائفه‌ای واضحتر، آشکارتر از کسانی نمی‌بینیم که بنده‌های مردگانند، کسانی که به غیر از خداوند برای خودشان اولیائی بر گزیده‌اند، از آنان طلب یاری می‌کنند، حیوان بر ایشان ذبح و یا نذر می‌کنند، و از آنان می‌طلبند.

در این باره سخن را در امور زیر بسط می‌دهیم:

1- خطرناک بودن شرکی که در آن قرار گرفته‌اند. و اینکه سرّ عدم مغفرت خداوند برای مشرک است.

2- عباداتی که نزد قبور برای غیر خدا انجام می‌دهند.

3- ابطال شبهه‌هایی که آنها را دست آویز خود قرار داده‌اند.

4- حصاری که شارع مطهر برای صیانت از توحید دور قبور قرار داده است.

5- حکمت از زیارت قبور در شریعت اسلام.

6- چه چیز آنها را دربارة قبور به انحراف کشانده است.

7- سرانجام متلاشی می‌شود خانه عنکبوتی که بدان چنگ زده‌اند

8- بالأخره مطابقه وجه شبه بین آنها و بین خانه عنکبوت.

برگرفته از کتاب بیت العنکبوت أبو المنذر خليل بن إبراهيم أمين



[1]- مراجعه شود به تفسیر قرآن العظیم(ابن کثیر) وفتح القدیر (شوکانی) و کتاب تفسیر الکریم الرحمن (سعدی) – تفسیر همین آیه با اندکی تصرف و تلخیص.

[2]- تعلیق: شیخ صالح الفوزان (خدا او را حفظ کند) می‌گوید : ای کاش به جای اعجاز علمی، اعجاز بحثی گفته می‌شد زیرا اعجاز قرآن از چند نظر زیر است؛

1- از نظر لغت و اسلوب 2- از نظر احاطه علمی به آنچه در گذشته بوده و آنچه در آینده می‌آید 3- از نظر احکام شرعی 4- از نظر احکام بشری قابل بحث که خطا پذیر نیستند اما سه قسم اول به هیچ وجه در آنها خطا نفوذ نمی‌کند زیرا از طرف خداوند حکیم حمید نازل شده‌اند.

[3]- این بحث را روزنامه الاهرام قاهره در ماه رمضان مبارک با تحقیق مایسه عبدالرحمن تحت عنوان «یقین در عصر علم» بخش سوم منتشر کرد.

[4]- علماء لغت‌شناس دربارة واژه عنکبوت اختلاف دارند برخی آن را مذکر و برخی دیگر آن را مؤنث می‌دانند. ابن منظور (در لسان العرب) می‌گوید : عنکب جنس عنکبوت است و می‌تواند هم مذکر و هم مونت بیاید. قرطبی (در کتاب تفسیرش) از فراء نقل می‌کند که (این واژه) مذکر است و به این قول اعراب استشهاد کرده است.

علی هطالهم منهم بیوت

 

کأن العنکبوت هو اتبناها

مراجعه شود به کتاب لسان العرب / ابن منظور / جلد 1/632، و تفسیر قرطبی 13/306.

[5]- ترتیب ظاهری حقائق در اصل بحث مطرح نیست.

 



یکشنبه 17 آذر1387
شیخ علی دهواری رحمه الله علیه ...  

بسم الله الرحمن الرحیم

من المومنین رجال صدقوا ما عهدوا الله علیه فمنهم من قضی نحبه و منهم من ینتظروما بدلوا تبدیلا. احزاب23

 

شیخ علی دهواری یکم مردادماه 1339در روستای آسپیچ شهرستان سراوان در یک خانواده ی مذهبی دیده به جهان گشود. وی تحصیلات دوره ی ابتدایی خود را در مدرسه ی ابتدایی آسپیچ و دوره ی متوسطه را در شهر سراوان در سال 1359 به پایان رساندند و در کنارآن تعطیلات تابستانی را در حوزه ی علمیه ی عین العلوم گشت به فراگیری علوم شرعی

می پرداخت وبه دلیل اشتیاق وافر به علوم شرعی درسال 1360پس از دریافت بورس تحصیلی از دانشگاه بین المللی مدینه منوره عازم سرزمین وحی عربستان سعودی گردید و 7سال از بهترین دوران زندگی خویش را در شهر رسول الله صلی الله علیه وسلم دانشگاه مدینه ی منوره به کسب فیض از علما و دانشمندان و اساتید آن در رشته علم حدیث با رتبه ممتاز از آن مرکز علمی فارغ التحصیل گردید و از آنجایی که مدینه محل رفت و آمد تمام اندیشمندان جهان اسلام با افکار و اندیشه ها و مذاهب مختلف اسلامی بود با برخورد و ملاقات با آنان شناخت عمیقی از اسلام و مسائل اسلامی پیدا نمود و با تلاش در دریای قرآن و سنت در سال 1367 با کوله باری از علم و دانش و تجربه برای خدمت به مردم به ایران بازگشت و بعد از گذراندن 2 سال خدمت سربازی دعوت به سوی توحید ویکتاپرستی و سنت رسول الله صلی الله علیه وسلم در شهرستان سراوان آغاز نمود.

 

 شیخ چند سال امام جمعه و جماعت مسجد نور سراوان بودو از آن سنگربه نشر و گسترش علوم دینی می پرداخت و همچنین مدتی استاد حدیث مدرسه علوم دینی دار العلوم زنگبان بود ودر همین اثنا مسجد جامع صدیق اکبر را در شهرستان سراوان با کمک تعدادی از ریش سفیدان پایه گذاری نمود وبه عنوان امام جمعه وجماعت این مسجد مشغول خدمت گردید ودرسال 1380 مدرسه علوم شرعی دار الحدیث امام بخاری را با کمک دوستان و همفکرانش پایه گذاری نمود و ضمن سرپرستی در آن مدرسه به تدریس پرداخت با جمع آوری کمک های مردمی مساجد زیادی بنا نمودند.هم اکنون حدود 80 نفر در مدرسه

 دار الحدیث امام بخاری مشغول به تحصیل می باشد .

 

او اندیشمندی توانا بود که با اخلاص تمام در جهت احیای کتاب و سنت گام برمی داشت و از اخلاق والایی برخوردار بود واز راه تجارت و فروشلوازم یدکی امرار معاش می نمود .او طبق سنت الهی مانند همه ی پیامبران و مصلحان و دعوتگران مورد تهمجم قرارگرفت به او تهمت زدند فحش و ناسزا شنید ولی مانند کوه استوار ایستاد و راه دعوت را ادامه داد دشمنان اسلام این کور دلان که توانایی دیدن نور الهی را نداشتند به پست ترین روش(ترور) شیخ را بعد از نماز مغرب روز دوشنبه بیستم آبان ماه سال 87 هنگام بازدید از یکی از مساجد سینه ای را که مملو از قرآن و حدیث بود آماج گلوله ساختند و گل وجودش را پرپر ساختند

(انا لله و انا الیه راجعون)

واینگونه این مرد خدا و طرفدار کتاب و سنت را که تمتم عمرش صرف پخش و نشر فرهنگ اسلامی و مبارزه با بدعت ها و خرافات نمود به شهادت رساندند.ایشان در سن 48سالگی ندای پروردگارش را به بهترین وجه لبیک گفتند و به سرای باقی شتافتند .

امیدواریم که خون پاک این شهید اسلام باعث آبیاری درخت اسلام و قرآن و سنت شود و مایه ی یاس و نا امیدی دشمنان اسلام گردد.آمین

 

 

والسلام علیکم ورحمه الله و برکاته

مدرسه علوم شرعی دار الحدیث امام بخادی سراوان

یکشنبه 5 آبان1387
عقيده سلف صالح ...  

عقيده سلف صالح


اما بعد... من اعتقاد دارم که الله تنها معبود و قانونگذار و فريادرس و اجابت کننده دعاها و روزي دهنده و .... است و هيچ معبودي بجز او نيست و او تک و تنها و بي‌نياز مي‌باشد در حالي که تمامي موجودات به آن نيازمندند نه مي‌زايد و نه از کسي زاده شده است و هيچ هماورد و همتايي ندارد. و اينکه هيچ کس به جز او سزاوار نيست چيزي از اقسام عبادت در حقش صورت گيرد ..... و هرکس که چيزي از انواع عبادت را در حق غير الله انجام دهد پس او کافر و مشرک است.

و عبادت اسم جامع و شاملي است که در بر دارنده هر آنچه است که خداوند متعال دوستش مي‌دارد و از آن خشنود مي‌گردد حال فرقي نمي‌کند از گفتار باشد يا کردار، مانند: ارکان پنج‌گانه اسلام، دعا و رجاء و خوف توکل، رغبت و رهبت[1] استعانه[2]، استغاثه[3] و ذبح[4] و نذر و ساير اقسام عبادت.‌ همانا خداوند سبحان به هر آنچه که خودش را توصيف کرده موصوف مي‌باشد و به همانچه که خود را ناميده، ناميده مي‌شود و هر آنچه که رسولش (صلى الله عليه وسلم) از صفات عليا به عنوان وصفي حقيقي نه مجازي توصيفش کرده و از اسماء حسني ناميده است، موصوف مي‌باشد. مانند استقرارش بر عرشش يعني به ذاتش بر آن علو يافته و قرار گرفتن بدون هرگونه کيفيت و هرگونه تشبيه و يا تمثيلي همانگونه که خداوند متعال مي‌فرمايد:

﴿الرَّحْمَنُ عَلَى الْعَرْشِ اسْتَوَى﴾.                      (سوره طه، آيه: 5)

براستي که او متکلم است با کلامي قديم که تک تک کلماتش حادث است همانگونه که از سلف نقل شده است آنها مي‌گويند که الله هميشه متکلم و هر گاه خواسته تکلم کرده است. از نمونه‌هاي کلامش قرآن است که الفاظي است که بر حضرت محمد (صلى الله عليه وسلم) در جهت تعبد و تسليم نسبت به آن و اعجاز نازل گرديده است، همان کلماتي که جبرئيل (عليه السلام) بدون واسطه از خداوند متعال شنيد و با همان حروف و معاني همانطور که از الله - عزوجل – شنيده بود بر حضرت محمد (صلى الله عليه وسلم) نازل کرد و اين عبارات قرآن نه ساخته و پرداخته جبرئيل است و نه حضرت محمد (صلى الله عليه وسلم) و نه در آن تصرفي کرده‌اند. بله آن کلام خداست و خداوند سبحان با حرف و صوت تکلم مي‌کند همانگونه که حضرت موسي (عليه السلام) را که به کنار آن درخت آمده بود، ندا داد و صدا زد:

﴿إِنِّي أَنَا رَبُّكَ فَاخْلَعْ نَعْلَيْكَ إِنَّكَ بِالْوَادِ الْمُقَدَّسِ طُوىً﴾. (سوره طه، آيه: 12).

يعني: «بدون شک من پروردگار تو مي‌باشم، کفشهايت را از پايت بيرون بياور، چرا که در سرزمين پاک و مبارک (طوي) هستي».

 

و بندگانش را با صدايي که از دور چنان شنيده مي‌شود که گويا نزديک است صدا زده و ندا مي‌دهد.

«أنا المَلِکُ، أنا الدّيانُ».

و همانند همين حالت پيامبران و فرشتگانش و هر کس از بندگانش را که بخواهد مورد خطاب قرار مي‌دهد يا از کتابهايش بر آنان فرو مي‌فرستد و يا از تک تک کلمات غير ازلي‌اش بر آنان نازل مي‌کند. اما اين کلام، مخلوق نيست زيرا از صفاتش بوده و صفات او همگي غير مخلوق مي‌باشد.

همانا خداوند سبحان دوست مي‌دارد و خشنود مي‌گردد ناپسند مي‌دارد، فرود مي‌آيد، زنده مي‌کند، مي‌ميراند، ناراض مي‌گردد، و از توبه بنده‌اش بسيار شادمان و خوشحال مي‌گردد.

خداوند سبحان را مومنان در روز قيامت با چشمانشان مي‌بينند همانگونه که آيات و احاديث صحيح بر اين امر دلالت مي‌کنند. و تمام اينها از صفات اوست صفاتي که هيچ صفتي شبيه آنها نيست و حقيقي بوده و مجازي نمي‌باشد همانگونه که کتاب و سنت آن را ثابت مي‌گرداند.


﴿قُلْ هُوَ اللَّهُ أَحَدٌ * اللَّهُ الصَّمَدُ * لَمْ يَلِدْ وَلَمْ يُولَدْ * وَلَمْ يَكُنْ لَهُ كُفُوًا أَحَدٌ﴾.

اينها همان است که به آن اعتقاد داريم و تسليم محض و بي‌اعتراض آن مي‌‌باشيم، و بدون هر گونه کيفيت و هر گونه تشبيه و تمثيل و تعطيل (استراحت کردن براي خدا يا رها کردن بندگان) خداوند را به اسماء و صفاتش مي‌شناسيم.

 

﴿لَيْسَ كَمِثْلِهِ شَيْءٌ وَهُوَ السَّمِيعُ الْبَصِيرُ﴾. (سوره شورى، آيه: 11).

يعني: «هيچ چيز شبيه او نيست و فقط اوست که بسيار شنوا (پذيرنده طاعت و مناجات) و بسيار بينا و آگاه است».

و شهادت مي‌دهم که محمد (صلى الله عليه وسلم) بنده و رسولش به سوي تمامي ثقلين - جن و انس - مي‌باشد. و اينکه او رسالتش را به خوبي و کامل به پايان رسانيد و امانت (دعوت) را اداء کرد و امتش را نصيحت کرد و تا هنگامي که خداوند دين را کامل گردانيد در راه خدا جهاد کرد تا آنکه فرمود:

 

﴿الْيَوْمَ أَكْمَلْتُ لَكُمْ دِينَكُمْ وَأَتْمَمْتُ عَلَيْكُمْ نِعْمَتِي وَرَضِيتُ لَكُمُ الْأِسْلامَ دِيناً﴾.      (سوره مائده، آيه: 3)

يعني: «امروز (احکام) دين شما را برايتان کامل کردم و (با عزت بخشيدن به شما و استوار داشتن گامهايتان) نعمت خود را بر شما تکميل نمودم و اسلام را به عنوان آئين خدا پسند براي شما برگزيدم».

سپس پروردگارش را برگزيد به رفيق اعلي – دوست برتر و بزرگترش، الله – ملحق گرديد و دنيا و اهلش را رها کرد.

و اينکه هيچ کس ايمان نمي‌آورد مگر آنکه هواي نفس و آرزوها و اميال و اعتقادهايش را مطابق و تابع آنچه بکند که رسول الله (صلى الله عليه وسلم) آورده است. تا آنجا که رسول (صلى الله عليه وسلم) از جان (خودش)، فرزند و تمام مردم محبوب‌تر و عزيزتر مي‌باشد.

معناي محبت رسول الله (صلى الله عليه وسلم) اطاعت از فرامين او و تصديق آنچه خبر مي‌دهد و پرهيز و تنفر از آنچه که نهي مي‌کند، مي‌باشد. اينکه محب (دوستدار) او (صلى الله عليه وسلم) خداوند متعال را عبادت نکند مگر آنگونه که حضرت (صلى الله عليه وسلم) در شريعت بيان داشته است. و نه اينکه در حقش غلو و زياده روي کرده بگونه‌اي که رضاي پروردگار در آن نيست. و مبادا منزلت و مقام حضرت رسول (صلى الله عليه وسلم) را از آنچه که خداوند تعيين کرده در دعاها و استغاثه‌ها (کمک طلبيدن و داد خواستن) بالاتر ببرد زيرا رسول رحمت (صلى الله عليه وسلم) فرموده است.

«الدُّعَا هَو العِبادَهُ».

يعني: «دعا خود عبادت است».

و همچنين حضرت (صلى الله عليه وسلم) مي‌فرمايد:


«إِنَّهُ لاَ يُستَغاثُ بي وَإنَّما يُستَغاثُ باللهِ عَزَّوَجَل».

يعني: «به نزد من – زنده يا مرده – استغاثه نمي‌شود فقط و فقط به بارگاه الله – عزوجل – استغاثه و دادخواهي مي‌شود. «در اموري که نياز به امدادهاي غيبي و نيروهاي مافوق مادي مي‌باشد».

استغاثه به رسول الله (صلى الله عليه وسلم) شرک به خداوند متعال محسوب مي‌شود تا چه رسد به اولياء و مدعيان علوم شهودي و مشايخ و .....!!!

وابستگي به غير خداوند متعال در جلب خير و دفع شر، چه مستقلاً و چه با واسطه شرک است. (يعني: وابستگي قلب به اولياء و جنيان با توکل کردن و پناه بردن و التجاء به آنان و توبه‌هاي روحاني با انواع خيرات و صدقات و قرباني دادنها براي آنان در جهت برآوردن حاجتها و نيازها و بر طرف نمودن مصيبتها و بلايا، شرک به خداوند متعال محسوب مي‌گردد حال فرق نمي‌کند به نام طلسم يا توسل و يا .... باشد همه اين موارد شرک محض و گمراهي آشکاري است. زيرا خداوند، کتابي نفرستاد و پيامبري را مبعوث نگردانيد مگر براي بطلان و نابودي و قطع ريشه‌هاي اين شرک و گمراهي و پاک گرداندن قلبها و ضميرها از آن!

«وَلا حَولَ ولا قُوَّةَ إِلاَ باللهِ».

و اعتقاد داريم که فرشتگان و کتابهاي آسماني از جانب الله حق هستند و پيامبران همگي حقند، برانگيخته شدن بعد از مرگ حق است.

بهشت (جنت) حق است.

جهنم (دوزخ) حق است.

ايمان داريم، ميزان (ترازوي اعمال در قيامت) نيز حق است و همچنين حوض پيامبر ما (صلى الله عليه وسلم) حق است، بگونه‌اي که هر کس از آن بنوشد هرگز تشنه نمي‌گردد و از هر گونه تغيير و تبديل در امان مي‌باشد.

به قدر (آنچه خداوند تدبير کرده است) و خير و شرش ايمان مي‌آوريم و معتقديم شفاعت پيامبر ما حضرت محمد (صلى الله عليه وسلم) و تمام پيامبران (عليه السلام) و صالحان حق است. ولي بعد از اجازه و اذن خدا براي شفاعت کننده و رضايت و خشنوديش از آن کسي مي‌خواهد در حقش شفاعت شود.

 

خداوند متعال مي‌فرمايد:

﴿مَنْ ذَا الَّذِي يَشْفَعُ عِنْدَهُ إِلاَّ بِإِذْنِهِ﴾. (سوره بقرة، آيه: 255).

يعني: «چه کسي مي‌تواند در برابرش (خداوند) شفاعت و ميانجيگري کند؟ مگر با اجازه و اذن پروردگار».

 

و باز مي‌فرمايد:

﴿وَلا يَشْفَعُونَ إِلاَّ لِمَنِ ارْتَضَى﴾.     (سوره أنبياء، آيه: 28).

يعني: «نمي‌توانند در حق کسي شفاعت و ميانجيگري کنند مگر آن کسي که خداوند از او راضي و خشنود گرديد»[5].

پيامبر ما (صلى الله عليه وسلم) اولين کسي است که شفاعت مي‌کند و اولين کسي است که به او اجازه شفاعت داده مي‌شود. ايشان در شفاعاتي خاص و منحصر گرديده‌اند که ديگران در آن شرکت ندارند. اول آن شفاعت در آنچه که بدان حکم داده شده است که اين همان «مقام محمودي» است که انبياء و رسولان غبطه‌اش را مي‌خورند.

‌و از انواع اين شفاعت در اخراج و بيرون آوردن کساني است که وارد دوزخ گرديده‌اند. و از اين انواع شفاعت، روانه کردن آنان به سوي بهشت است بعد از آنکه پاک گرديده و آراسته و مهذب شدند.

و اعتقاد داريم بهترين قرنها (زمانها) قرني (زماني) است که گروهي از مؤمنان که همان اصحاب رسول الله (صلى الله عليه وسلم) هستند که بدور ايشان جمع شدند سپس عصر تابعين (کساني که به نيکي از آنان (صحابه) پيروي مي‌کردند) مي‌باشد، همانگونه که (صلى الله عليه وسلم) مي‌فرمايد:

 

«خَيرُ القُروُنِ قَرني، ثُمَّ الَّذينَ يَلُونَهُم، ثُمَّ الَّذينَ يَلُونَهُم».

يعني: «بهترين زمانها، زمان من است سپس کساني که بعد از آنان مي‌آيند (عصر تابعين) سپس باز کساني که بعد آنان مي‌آيند».

و اعتقاد داريم، بهترين کلام و سخن، کلام خداوند متعال است و بهترين هدايت، هدايت حضرت محمد (صلى الله عليه وسلم) مي‌باشد. و بدترين و شرترين کارها نوآوري و بدعت در شريعت است و هر بدعتي در دين گمراهي و ضلالت است.

اگر ترس از طولاني شدن مطلب نبود براي هر کلام از اين مسائل دلايلي از کتاب و سنت رسول الله (عليه السلام) و اجماع سلف صالح مي‌آوريم.

از خداوند متعال خواهانيم که ما را به راه مستقيمش در تمام گفتارها و کردارها (اعمال) هدايت و رهنمود سازد و ما را از انحراف و گمراهي‌اي فتنه‌ها چه آشکار و چه نهان حفظ کرده و نگهداري کند و بالاخره ما را بر آئين اسلام بميراند.

صلى الله على نبينا محمد وآله وصحبه وسلم

شيخ محمد طيب بن اسحاق انصاري


[1]- ميل و علاقه بيم و هراس داشتن.

[2]- کمک و ياري خواستن.

[3]- داد خواستن.

[4]- قرباني کردن حيوانات.

[5]- صحيح آن است که شفاعت در بيرون آوردن کسي که بخاطر گناهش وارد جهنم مي‌شود ويژه و خاص رسول کريم (صلى الله عليه وسلم) نيست، بلکه شفاعت مشترکي است که از احاديث وارده از ايشان (صلى الله عليه وسلم) فهميده مي‌شود.

تنها آن چيزي که رسول اکرم (صلى الله عليه وسلم) به آن اختصاص يافته‌اند، شفاعت عظمى است که سبب ورود اهل جنت مي‌شود همانگونه که حديث صحيح بدان تصريح دارد. و همچنين شفاعت در تخفيف و کم کردن عذاب عمويش ابوطالب از خصوصيتهاي شفاعت حضرت (صلى الله عليه وسلم) مي‌باشد تنها خداوند است که توفيق مي‌دهد.

اين مطلب، گفتار عبدالعزيز بن عبد الله بن باز رئيس عام اداره افتاء و پژوهشهاي علمي و دعوت و ارشاد مي‌باشد. عفا الله عنه ووفقه لکل خير.


شنبه 30 شهریور1387
نشانه‏هاى عمومى شب قدر ...  



نشانه‏هاى عمومى شب قدر:

1- طلوع خورشيد در صبح آن شب، صاف و بدون تابش نور است. قرص خورشيد كاملاً ديده مى‏شود و هيچ شعاع و پرتويى آن را نمى‏پوشاند. در اين حال نگاه كردن به قرص خورشيد همانند قرص‏ماه، امكان‏پذير است. هنگام طلوع خورشيد هيچ شيطانى با آن بيرون نمى‏آيد.

2- ظاهر شدن ماه در آن شب به شكل كاسه‏اى كه دو نيمه شده است.

3- آن شب، شب بسيار آرامى است. در آن هيچ شهابى به سوى شياطينى كه استراق سمع مى‏كنند پرتاب نمى‏شود [چون به خاطر امان بودن آن شب ممكن است استراق سمع صورت نگيرد]، هوا كاملاً صاف و نورانى است. گويا در آن شب قرص ماه كامل است. در آن شب از گرماى اذيت كننده و سرماى سوزناك خبرى نيست.

پيامبر صلی الله علیه وسلم فرمود: «از نشانه‏هاى شب قدر اين است كه خورشيد صبح آن شب، صاف و بدون پرتوافكنى طلوع مى‏كند، همانند قرص كامل ماه. شيطان در آن روز اجازه بيرون آمدن همراه با طلوع خورشيد را ندارد».

اصحاب آن حضرت در نزد او از شب قدر، ياد كردند كه چگونه است، پيامبر صلی الله علیه وسلم فرمود: «كدام يك از شما طلوع ماه را در حالى كه همانند نيمه كاسه است، يادش مى‏آيد؟». (مسلم 1170).

روزى پيامبرصلی الله علیه وسلم به نزد اصحاب آمد تا زمان شب قدر را به آنان خبر دهد، اما دو نفر با هم كشمكش و جر و بحث كردند. پيامبر صلی الله علیه وسلم فرمود: «آمده بودم زمان شب قدر را به شما بگويم، اما فلانى و فلانى با هم كشمكش كردند و خبر آن برداشته شد. اميدوارم اين كار (پنهان ماندن زمان شب قدر) براى شما بهتر باشد.

پيامبر صلی الله علیه وسلم فرمود: «شب قدر در خواب به من نشان داده شد. سپس يكى از همسرانم مرا بيدار كرد و زمان آن از يادم رفت. پس آن را در دهه آخر رمضان جستجو كنيد». (مسلم 1166. المنهاج، للنووي 8/299).

شب قدر يكى از شبهاى فرد آخر رمضان است. سنت است كه در شب قدر اين دعا خوانده شود: «أَللَّهُمَّ إِنَّكَ عَفُوٌّ تُحِبُّ الْعَفْوَ فَاعْفُ عَنِّي«.

عايشه رضی الله عنها از پيامبرصلی الله علیه وسلم پرسيد: اگر شب قدر را دريابم، چه دعايى بخوانم؟ فرمود: بگو: «أَللَّهُمَّ إِنَّكَ عَفُوٌّ تُحِبُّ الْعَفْوَ فَاعْفُ عَنِّي«. (تفسير ابن‏كثير، ص (1862).


پيامبر صلی الله علیه وسلم فرمود: «من قام ليلة القدر إيماناً واحتساباً غُفر له ما تقدم من ذنبه«.

«كسى كه در شب قدر از روى ايمان و يقين و طلب اجر از خدا، قيام كند تمامى گناهان گذشته‏اش بخشيده مى‏شوند»

و فرمود: «من يقم ليلة القدر فيوافقها ايماناً واحتساباً غفرله«. (متفق عليه، البخاري 35. مسلم 760).

«كسى كه از روى ايمان و يقين و طلب اجر از خدا، براى دريافتن شب قدر قيام كند و (قيام او) موافق با آن شب باشد، بخشيده مى‏شود».

همچنين فرمود: «فمن قامها ابتغاءها إيماناً واحتساباً، ثمّ وُفّقت له، غفر له ما تقدم من ذنبه وما تأخّر». (أحمد في المسند 5/318).

«كسى كه از روى ايمان و يقين و طلب اجر از خدا براى طلب شب قدر قيام كند، سپس به دريافتن آن موفق شود، تمامى گناهان گذشته و آينده‏اش بخشيده مى‏شوند».

دكتر خالد بن عبدالرحمن الجريسى



 

شنبه 30 شهریور1387
لَيْلَةِ الْقَدْرِ ...  


فضل قيام ليالي رمضان


معناى قَدْر: به بالاترين نقطه هر چيزى قدر گفته مى‏شود قدر آن، يعنى ‏بالاترين حد و نقطه ‏آن.

فضيلت و ارزش شب قدر:

الف - عبادت در آن شب بهتر از عبادت در هزار ماهى است كه در آن شب قدر نباشد. اين مدت حدود هشتاد و سه سال و چهار ماه است. پس خواننده گرامى به فراوانى و گستردگى رحمتى كه خداوند در حق اين امت دارد بنگر.

ب - شبى است كه به خاطر فضيلتش، فرشتگان بسيارى همراه نزول رحمت و بركت به زمين فرود مى‏آيند، همچنين هنگام تلاوت قرآن فرود مى‏آيند، حلقه‏هاى ذكر را احاطه مى‏كنند، بالهاى رحمتشان را براى بزرگداشت و احترام اهل علم - كه نيت خالصانه دارند - مى‏گسترانند. از جمله فرشتگانى كه در آن شب همراه فرشتگان ديگر به زمين فرود مى‏آيد امين وحى، جبرئيل ؛ است. چه‏قدر ارزش و جايگاه اين شب بزرگ است!

ج - فرشتگان در آن شب بر نمازگزاران در مسجد، سلام مى‏فرستند و تا طلوع فجر صادق براى آنان دعا مى‏كنند.

د - شب قدر از بلا و آفات در امان است. در آن شب شيطان نمى‏تواند كار بدى انجام دهد، يا به كسى آسيب برساند. تمام آن شب تا طلوع فجر صادق در امن است.

هـ - در شب قدر خداوند قرآن را به طول كامل از لوح‏المحفوظ به بيت العزه در آسمان دنيا فرو فرستاد، سپس قرآن كم‏كم و به تدريج بر حسب حوادثى كه پيش مى‏آمدند، در مدت 23 سال بر قلب پيامبر نازل شد.

و - در شب قدر خداوند مقدار رزق و اجل و حوادث يكساله جهان را مشخص مى‏كند و همه آنها را در ميان فرشتگانى كه مأمور هستند، تقسيم مى‏كند.

فضيلتهاى شب قدر بسيار فراوان و غير قابل شمارش هستند.

پروردگارا، ما را براى قيام در آن شب از روى ايمان و طلب اجر و پاداش از درگاهت، موفق بگردان، از عطا و بخشش آن شب ما را محروم مگردان، پاداش قيام ما را در آن شب چندين برابر افزون بگردان و ما را از خير و بركت آن شب محروم مگردان. آمين يا رب العالمين.

پنجم: هديه و بخشش چندين برابر بودن اجر و پاداش در شب قدر، مخصوص امت پيامبر خاتم است.

از جمله نعمتهاى خداوند بر امت پيامبر خاتم، نسبت به امتهاى پيشين، فضيلتهاى فراوانى است كه خداوند به اين امت اختصاص داده است، اينكه خداوند در برابر عبادت كم امت اسلامى، اجر و پاداش بسيار بزرگى به آن وعده داده است. به عنوان مثال برترى داشتن و فضيلت عبادت در شب قدر بر هزار ماهى كه شب قدر در آن نباشد، بهترين گواه بر اين گفته است.

همچنين بهترين گواه بر آنچه گفته شد، اين استدلال‏ها هستند:

1- امام مالك؛ در كتاب الموطأ گويد: او از علماى مورد اعتماد شنيده است كه عمرِ مردمان پيشين به پيامبر خاتم نشان داده شد. گويا پيامبر صلی الله علیه وسلم با ديدن عمر (زياد) آنها، عمر امتش را كم دانست كه نمى‏توانند در اين عمر كوتاه به اندازه آنانى كه عمرى طولانى داشته‏اند، عبادت كنند. خداوند شب قدر را - كه عبادت در آن از عبادت هزار ماه بهتر است - به او و امتش عطا كرد. (موطأ، مالك 15).

2- در حديثى كه مجاهد با سند مرسل روايت كرده، درباره سبب نزول سوره (قدر) آمده است: پيامبر صلی الله علیه وسلم مردى از بنى‏اسرائيل را نام برد كه در راه خدا هزار ماه جهاد كرد. مسلمانان از شنيدن آن خبر و جهاد زياد او، شگفت‏زده شدند (كه عمر ما كم است و نمى‏توانيم به آن اجر و پاداش دست يابيم). خداوند (براى آرامش دادن به آنان) سوره قدر را نازل كرد:

 إِنَّا أَنزَلْنَاهُ فِي لَيْلَةِ الْقَدْرِ ﴿1﴾وَمَا أَدْرَاكَ مَا لَيْلَةُ الْقَدْرِ ﴿2﴾

لَيْلَةُ الْقَدْرِ خَيْرٌ مِّنْ أَلْفِ شَهْرٍ ﴿3﴾

و فرمود: عبادت در شب قدر بهتر از هزار ماهى است كه آن مرد بنى اسرائيل زره پوشيده و جهاد مى‏كرد. (تفسير ابن أبي حاتم10/3452 شماره 19424. البيهقي في السنن الكبرى 4/306، الواحدي في أسباب النزول ص 461 ).

آنچه سخنان مالك و حديث مرسلى را كه مجاهد روايت كرده تأييد مى‏كند، حديث صحيحى است كه از ابن عمر روايت شده: او از رسول خدا شنيد كه فرمود: برترى و ماندگارى شما نسبت به امتهاى گذشته همانند فاصله بين نماز عصر تا غروب خورشيد است؛ به يهوديان، تورات داده شد تا نصف روز (وقت ظهر) به آن عمل كردند و بعد از عمل كردن به آن ناتوان شدند. به آنان يك قيراط يك قيراط اجر داده شد، سپس به مسيحيان انجيل داده شد، تا هنگام عصر به آن عمل كردند. سپس از عمل كردن به آن بازماندند. به آنان هم يك قيراط يك قيراط اجر داده شد. سپس به ما قرآن داده شد تا غروب خورشيد به آن عمل كرديم. به ما دو قيراط دو قيراط اجر داده شد. اهل كتاب گفتند: پروردگارا، به آنان دو قيراط دو قيراط پاداش دادى، ولى به ما يك قيراط يك قيراط پاداش دادى، در حالى كه كردار و اعمال ما بيشتر از آنان است؟ خداوند از آنان‏ مى‏پرسد: آيا چيزى از پاداش شما كاسته‏ام؟ گفتند: نه، خداوند مى‏فرمايد: پس آن فضل من است، به هر كسى كه بخواهم افزون مى‏دهم. پروردگارا، ما خواستار فضل تو هستيم. ما را از فضلت محروم مگردان. (البخاري 557).

پيامبر صلی الله علیه وسلم فرمود: «تحرّوا ليلة القدر فى الوتر من العشر الأواخر من رمضان».

«شب قدر را در شبهاى فرد دهه آخر رمضان جستجو كنيد».

 دكتر خالد بن عبدالرحمن الجريسى





 



یکشنبه 24 شهریور1387
چند حدیث در باب رمضان ...  



1_وَعنْ أَبي هُريرة رضِي اللَّه عنْه، قال: قال رسُولُ اللَّهِ صَلّى اللهُ عَلَيْهِ وسَلَّم: « قال اللَّه عَزَّ وجل: كُلُّ عملِ ابْنِ آدم لهُ إِلاَّ الصِّيام، فَإِنَّهُ لي وأَنَا أَجْزِي بِه. والصِّيام جُنَّةٌ فَإِذا كَانَ يوْمُ صوْمِ أَحدِكُمْ فلا يرْفُثْ ولا يَصْخَب،فَإِنْ سابَّهُ أَحدٌ أَوْ قاتَلَه، فَلْيقُل: إِنِّي صَائم. والَّذِي نَفْس محَمَّدٍ بِيدِهِ لَخُلُوفُ فَمِ الصَّائمِ أَطْيبُ عِنْد اللَّهِ مِنْ رِيحِ المِسْك.

للصَّائمِ فَرْحَتَانِ يفْرحُهُما: إِذا أَفْطرَ فَرِحَ بفِطْرِه، وإذَا لَقي ربَّهُ فرِح بِصوْمِهِ » متفقٌ عليه.

 از ابو هريره رضی الله عنه روايت شده که:

رسول الله صلی الله عليه وسلم فرمود: خدای عزوجل می فرمايد: هر عمل فرزند آدم برای اوست، غير از روزه که برای من است و من پاداش آن را می دهم و روزه سپری است (در مقابل دوزخ يا گناهان) و چون روز روزهء يکی از شما باشد، بايد ناسزا نگويد، و فرياد نکشد و با کسی درگير نشود و اگر کسی او را دشنام داد يا با او جنگ کرد، بايد بگويد: من روزه دارم و سوگند به ذاتی که جان محمد در دست اوست، همان بوی دهان روزه دار در نزد خداوند از بوی مشک نيکوتر است. و برای روزه دار دو شادی است که بدان شاد می شود، يکی که چون افطار کند شاد می شود و ديگری که چون پروردگارش را ملاقات کند به روزه اش شاد می گردد.

 

 2_وعن سهلِ بنِ سعدٍ رضي اللَّه عنهُ عن النَّبِيِّ صَلّى اللهُ عَلَيْهِ وسَلَّم قال: « إِنَّ فِي الجَنَّة باباً يُقَالُ لَه: الرَّيَّان، يدْخُلُ مِنْهُ الصَّائمونَ يومَ القِيامة، لا يدخلُ مِنْه أَحدٌ غَيرهُم، يقالُ: أَينَ الصَّائمُون؟ فَيقومونَ لا يدخلُ مِنهُ أَحَدٌ غيرهم، فإِذا دَخَلوا أُغلِقَ فَلَم يدخلْ مِنْهُ أَحَدٌ» متفقٌ عليه.

 از سهل بن سعد رضی الله عنه روايت است که:

پيامبر صلی الله عليه وسلم فرمود: هر آينه در بهشت دری است که به آن ريان گفته می شود و روزه داران در روز قيامت از آن داخل می گردند که هيچکس غير از ايشان از آن داخل نمی گردد.

گفته می شود: روزه داران کجايند! پس ايستاده می شوند و از آن کسی غير از ايشان داخل نمی گردد و چون داخل شوند بسته می شود و هيچکس از آن وارد نمی شود.

 

3_وعَنْ أَبي سَعيدٍ الخُدْريِّ رَضيَ اللَّه عنهُ قال: قالَ رسولُ اللَّه: « مَا مِنْ عبْدٍ يصُومُ يَوماً في سبِيلِ اللَّه إِلاَّ باعَدَ اللَّه بِذلك اليَومِ وجهَهُ عَن النَّارِ سبعينَ خرِيفاً » متفقٌ عليه.

 از ابو سعيد خدری رضی الله عنه روايت است که:

رسول الله صلی الله عليه وسلم فرمود: هيچ بندهء نيست که روزی در راه خدا روزه گيرد، مگر اينکه خداوند به آن روز وی را هفتاد سال از دوزخ دور می دارد.



4_وعنْ أَبي هُرَيرةَ رضيَ اللَّه عنه، عن النَّبِيِّ صَلّى اللهُ عَلَيْهِ وسَلَّم قال: « مَنْ صَامَ رَمَضَانَ إِيمَاناً واحْتِسابا، غُفِرَ لَهُ ما تَقَدَّمَ مِنْ ذنْبِهِ » متفقٌ عليه.

 
از ابو هريره رضی الله عنه روايت است که:

رسول الله صلی الله عليه وسلم فرمود: کسی که رمضان را از روی ايمان و اخلاص روزه گيرد، گناه گذشته اش آمرزيده می شود.


5_وعنهُ رضيَ اللَّهُ عنهُ، أَنَّ رسولَ اللَّهِ صَلّى اللهُ عَلَيْهِ وسَلَّم قالَ: «إِذا جَاءَ رَمَضَانُ، فُتِّحَتْ أَبْوَابُ الجنَّةِ، وغُلِّقَت أَبْوَابُ النَّارِ، وصُفِّدتِ الشياطِينُ» متفقٌ عليه.

از ابو هريره رضی الله عنه روايت است که:

رسول الله صلی الله عليه وسلم فرمود:چون رمضان آيد، درهای بهشت باز شده و درهای دوزخ بسته گشته و شياطين به زنجير کشيده می شوند.

 

6_وَعَنْ عَائِشَةَ رَضِيَ اللهُ عَنْهَا قَالَت: « كَانَ رَسُولُ الله، صَلَّى اللهُ عَلَيْهِ وَسَلَّم، إِذَا دَخَلَ العَشْرُ أَحْيَى اللَّيْل، وَأَيْقَظَ أَهْلَه، وَشَدَّ المِئْزَرَ » متفقٌ عليه.

از عائشه رضی الله عنها روايت شده که گفت:

چون دههء اخير داخل می شد، رسول الله صلی الله عليه وسلم شب زنده داری کرده و خانواده اش را برای عبادت بيدار می کرد وسخت تلاش می نمود.