خداوند اول وآخراست ، او زنده است كه نمي ميرد ، او هــر كاري بخواهد انجام
ميدهد ، هيچكس برعلم خدا دسترسي ندارد ، خوابوخواب آلودگي براو چيره نمي شود ، هر چه انجام دهد مورد بازخواست قرارنمي
گيرد ، ولي مردم مورد باز خواست قرارمي گيرند
خداوند
منزه و پاك است از اينكه مخالف ، مساوي ، مشابه ، همتا و همانند داشته باشد. هيچكس
وهيچ چيز نميتواند مانع قضاء ايشان شود ويا حكم او را بتأخير اندازد ، وامرش هرگز مغلوب
نميگردد ، بلكه همواره غالب است .
يقين
داريم كه همه از نزد خداي متعال است .
ايمان
داريم كه حضرت محمد صلي الله عليه وسلم ، بنده برگزيده وپيامبر منتخب ، وفرستاده
مرتضي خداوند است .
تصديق میکنیم يقين میکنیم و براي ما به اثبات
رسيدکه خداوند قدرت بی انتها است و تمام کائنات تحت کنترل اوست
زمین محتاج
به باران است درخت اسلام نیاز به خون یاران است.
در دلی
که حب علاقه خداست جای ناامیدی ودلسردی نیست.
1-خداوندمیفرماید:و ان هذا صراطی مستقیم
فاتبعوه و لاتتبعوا السبل فتفرق بکم عن سبیله ذلکم وصاکم به لعلکم تتقون .
انعام 153
این راه راه مستقیم من است پس از آن پیروی کنیدو
از راه های باطل پیروی نکنیدکه شما را از راه خدا منحرف وپراکنده می سازد اینها
چیزهایی است که خداوند شما را بدان توصیه میکندتا پرهیزگار باشید.
2- ابن مسعود رضی الله عنه فرموده است:پیامبر صلی
الله علیه وسلم با دستشان خطی کشیدو فرمود:
این راه مستقیم خداست پس خط های دیگری کشیده که
به راست وچپ می رفت و فرمود: برهمه این راهها شیطانی است که به سوی آن فرا می
خواند و آیه فوق را تلاوت کرد.
پس خدا کلمه صراط و راه را بصورت مفرد آورده و
کلمه سبیل را که مخالف صراط است بصورت جمع بیان کرده است.زیرا راهی که بخدا
میرسدیکی است و آن راه همان است که پیامبران را بر آن فرستادو کتابهایش را بر آن
راه نازل کرد وهیچکس بخدا نمیرسدمگر از همین راه .
اگر مردم از هر راهی بروند وهر دری را بگشایند
تمام راهها به انتها میرسد و تمام درها بسته خواهدشد مگر این یک راه که به خدا وصل
است وبه خدا میرساند.
خداوندمیفرماید: هذا صراطی
علی مستقیم (یعنی راهی است که مردم را به حق می رساند.)حجر41
آیات و احادیث هم بیانگر این است که راههای باطل
زیادند: وآنها همان هایی هستند که از کتاب وسنت دور شده اند وبرای خودشان بدعت ها
و نوآوریهای بی بنیادی را اختراع کرده که اسلام آنرا زشت می شمارد و بهمین خاطر در
تاریکی ها سرگردانند وراه خدا را که دارای نور وهدایت است رها کرده اند بهمین خاطر
است که خداوند میفرماید:
الله ولی الذین امنوا یخرجهم من ظلمات الی النور
والذین کفروا اولیاوهم الطاغوت یخرجونهم من النور الی الظلمات اولئک اصحاب النار
هم فیها خالدون.بقره 257
خداوند سرور کسانی است که ایمان آورده اند وایشان
را از تاریکی های شک وتردید بیرون می آورد و به سوی نور رهنمون میشود وکسانی که
کفر ورزیده اندو طاغوت سرور وسرپرست ایشان است وآنان را از نور بیرون آورده و به
سوی تاریکی ها کفر وفساد می کشاند اینان اهل آتش اند ودر آن جاودانند.
«بگو: من اولین کسی نیستم که رسالت را از طرف
پروردگارم به بندگان ابلاغ می کنم».
بلکه پیامبران زیادی پیش از مقام رسالت را به
عهده گرفته اند.
وقتی گفته می شود فلانی بدعتی بوجود آورده،
یعنی: کاری انجام داده که قبلاً کسی آن را انجام نداده است.
بدعت دو نوع است:
1-
بدعت در مسایل دنیوی مانند: اختراعات جدید که این نوع بدعت مباح است،
چون اصل در مسایل دنیوی، مباح بودن است.
2-
بدعت در دین که حرام است چون اصل در این نوع توقف است [بدون حکم شرعی
عبادت کم و زیاد نمی شود]. پیامبر -صلی الله علیه وسلم- می فرماید: «من احدث فی امرنا هذا ما ليس منه فهو رد»[1].
«هر کسی در این امر ما [دین] چیزی وارد کند، که از آن نباشد، مردود است». و در
روایتی دیگر می فرماید: «من عمل عملا ليس عليه امرنا فهو
رد»[2].
«هر کس عملی را انجام دهد که طبق دستور ما نباشد، آن عمل مردود است».
2- انواع بدعت دینی:
بدعت در دین دو نوع است:
1-
بدعت قولی اعتقادی مانند دیدگاه ها و اعتقادات جهمیه، معتزله، رافضه و
سایر فرقه های گمراه.
2-
بدعت در عبادات، مانند عبادت الله به گونهای که مشروع نباشد. که این خود پنج قسم است:
أ – عملی به نیت عبادت
انجام شود، مثلاً عملی که هیچ اصل و اساسی در دین ندارد، به عنوان عبادت به دین
افزوده شود. مانند بوجود آوردن نماز یا روزهای غیر مشروع که در شرع، هیچ اصلی
نداشته باشد، یا برپایی اعیادی غیر مشروع، مانند: جشن های تولد و ....
ب – بر عبادت مشروع
افزوده شود، مانند اضافه کردن رکعتی پنجم به نماز ظهر یا عصر.
ج – حالت خاصی در نحوة
انجام عبادت مشروعی، انجام شود. مانند انجام اذکار مشروع با صدای بلند و یا بصورت
دسته جمعی و یا خود را به سختی انداختن در انجام عبادت بطوریکه از حد سنت رسول
الله -صلی الله علیه وسلم- فراتر برود.
د – اختصاص دادن عبادتی
مشروع در وقتی که شریعت آن را خاص به آن وقت نکرده است، مانند: اختصاص روز و شب
نیمة شعبان به روزه و شب زندهداری که اصل روزه و شب زندهداری عملی مشروع است،
اما تخصیص آن به وقتی مخصوص نیاز به دلیل دارد.
3- حکم انواع بدعت های دینی
هر بدعتی در دین حرام و گمراهی است. پیامبر
-صلی الله علیه وسلم- می فرماید: «وإياكم ومحدثات الامور
فان کل محدثة بدعة وکل بدعة ضلالة»[3].
«از امور نو پیدا -در دین- بپرهیزید، که هر نو پیدایی بدعت است و هر بدعتی
گمراهی». و می فرماید:«من احدث فی امرنا هذا ما ليس منه فهو رد»[4].«هر کس در این امر ما [دین] چیز تازه ای وارد کند که
از آن نباشد مردود است». و می فرماید: «من عمل عملاً ليس
عليه امرنا فهو رد»[5].
«هر کس عملی را که طبق دستور ما نباشد انجام دهد، آن عمل مردود است».
خانه عنکبوتخداوند میفرماید: مثل الذین اتخذوا من دون الله اولیاء کمثل العنکبوت اتخذت
بیتا وان اوهن البیوت لبیت العنکبوت لو کانوا یعلمون 41 .ان الله یعلم ما یدعون من
دونه من شیءو هو العزیز الحکیم 42.و تلک الامثال نضربها للناس و ما یعقلها الا
العالمون43. (العنكبوت: 41-43). «مثل كسانى كه غير از
خدا را اولياى خود برگزيدند، مثل عنكبوت است كه خانهاى براى خود انتخاب كرده; در
حالى كه سستترين خانههاى خانه عنكبوت است اگر مىدانستند. خداوند آنچه را غير از او مىخوانند مىداند، و او شكستناپذير
و حكيم است. اينها مثالهايى است كه ما براى مردم مىزنيم، و جز دانايان آن را درك
نمىكنند».
در تاویل این آیات مفسرین میگویند: همانا
خداوند این مثال را برای کسانی میزند که با اتخاذ اولیاء غیر او مانند جمادات،
حیوانات، نباتات، انسانهای زنده یا مرده، آنها را به فریاد میطلبند و بر آورده
شدن نیازهایشان را از آنها میخواهند، و امیدوارند که آنان را یاری دهند و روزیشان
برسانند، و هنگام سختیها و شدائد به آنها متمسک میشوند. آنان در این کارشان
مانند عنکبوت هستند وقتی که خانه میسازد تا در آن جای بگیرد و حامیش باشد. در
حالی که این خانه به هیچ صورت به او سود نمیرساند، او را از گرما، سرما، باران
حفظ نمینماید و در برابر دشمن از او دفاع نمیکند و در واقع او را از هیچ چیزی بینیاز
نمیکند. سپس خداوند کسی که غیر او را پرستش میکند مورد تهدید قرار میدهد به
اینکه او (خداوند) بر اعمال آنان آگاه است.
و بر موجوداتی (از جاندار و بیجان) که
شریک او قرار میدهند آگاه است، و بزدودی جزای (شرک) آنها را خواهد داد[1].
بحثی[3] را
خواندم از دانشمند حشرهشناس و نگهداری از گیاهان در دانشکده زراعت دانشگاه عین
الشمس، دکتر البمبی. این بحث شیوة زندگی عنکبوت، کیفیت ساخت خانه و روش صید طعمهاش
را به میان میکشد. و سپس به بحث اعجاز قرآن و یافتههای علمی ثابت شده در محدودة
این آیات میپردازد.
دکتر بحث خود را با
این آیه شروع میکند:﴿کمثل
العنکبوت اتخذت بیتا È﴾.او میگوید: خداوند – تبارک وتعالی – (در این آیه) کلمه
اتخذت را آورده است.
این فعل مؤنث است و
تاءتانیت به آن متصل شده تا بر مؤنث دلالت کند در حالی که کلمه عنکبوت مذکر است.
آنچه در وهله اول به ذهن میرسد - پناه
بر خدا – یک خطای لغوی در آیه است. دکتر میگوید اگر خطای لغوی درست باشد[4]
پس خطا علمی است در صورتی که این خطا غیر ممکن است از آفریدگار عنکبوت و خالق تمام
جهان هستی صورت بگیرد.
اما در خلال دروس متفاوت علم حشرات و بحث
دربارة طبیعت عنکبوت حقائق زیر برای ما روشن گردید.
حقیقت اول: اینکه عنکبوتهای مذکر نمیتوانند
خانه بسازند بلکه تنها عنکبوت مؤنث بوسیله نخ بافته شدهای که در انتهای شکم او
قرار دارد اقدام به ساختن خانه میکند و این نخ در عنکبوت مذکر وجود ندارد.
حقیقت دوم: عنکبوت مؤنث اقدام به ساختن
خانه نمیکند تا وقتی که بالغ میشود و آماده ازدواج میگردد، در این حال ساختن
خانه عامل مهمی در جذب عنکبوت مذکر است که طبیعتاً قادر به ساختن خانه نمیباشد.
حقیقت سوم: عنکبوت مؤنث با تارهای بافته
شده که با مهندسی خاص و بطور فنی آنها را به داخل هم میبرد، خانه خود را میسازد،
به نوعی که نسبت به هر تحرک خارجی فوقالعاده حساس است. و با ماده لزج و چسبناکی
آغشته شده است. که هر حشرهای به محض اینکه بر آن مرور کند یا نزدیک شود فوراً به
آن میچسبد و این تارها حشره را به بند میکشند تا اینکه عنکبوت ماده برسد و صید
را دریافت کند.
حقیقت چهارم: بعد از اینکه ازدواج به
پایان رسید و عنکبوت نر ماده را باردار کرد، عنکبوت ماده به مکان دور و مطمئنی میرود
تا تخمهایش را بگذارد.
در این هنگام که مذکر در خانهاش احساس
امنیت میکند ناگهان عنکبوت ماده بر او حمله میبرد و او را میخورد. این امر باید
صورت بگیرد زیرا تارهای بدن عنکبوت نر در عملیات رسیدن تخمها بسیار مهم هستند[5].
با این حقایقی که دانشمند از بحث خود در
آورده چند مورد برای ما روشن شدند.
1-خانه عنکبوت بطور مطلق از نظر ساخت و نازکی تارها از
سستترین خانهها است، تارهایی که نه در گرما و نه در سرما حافظ نیستند، و در
برابر دشمن مدافع به حساب نمیآیند همانطور که مفسران و متخصصین گفتهاند.
2-علیرغم اینکه خانه عنکبوت بطور مطلق سستترین خانه
است، اما برای هر حیوانی که بر آن مرور کند یا نزدیک آن شود دام یا تلة نصب شده به
حساب میآید (و آنها را به دام میاندازد).
3-سستی خانه عنکبوت تنها به حالت
ظاهری و حسی ساخت آن بر نمیگردد، بلکه یک سستی معنوی هم دارد، از آنجا که عنکبوت
نر آن را برای خود محل امن کاذبی میدانست، و درست به دلیل اینکه گمان برد محل
امنی برای اوست، عاقبت قتلگاه او شد.
اگر بخواهیم متوجه وجه شبه کامل بین خانه
عنکبوت و کسانی شویم که به غیر از خداوند اولیائی برای خودشان بر میگزینند، طائفهای
واضحتر، آشکارتر از کسانی نمیبینیم که بندههای مردگانند، کسانی که به غیر از
خداوند برای خودشان اولیائی بر گزیدهاند، از آنان طلب یاری میکنند، حیوان بر
ایشان ذبح و یا نذر میکنند، و از آنان میطلبند.
در این باره سخن را در امور زیر بسط میدهیم:
1-خطرناک بودن شرکی که در آن قرار گرفتهاند.
و اینکه سرّ عدم مغفرت خداوند برای مشرک است.
2-عباداتی که نزد قبور برای غیر خدا انجام
میدهند.
3-ابطال شبهههایی که آنها را دست آویز
خود قرار دادهاند.
4-حصاری که شارع مطهر برای صیانت از توحید
دور قبور قرار داده است.
5-حکمت از زیارت قبور در شریعت اسلام.
6-چه چیز آنها را دربارة قبور به انحراف
کشانده است.
7-سرانجام متلاشی میشود
خانه عنکبوتی که بدان چنگ زدهاند
8-بالأخره مطابقه وجه شبه بین آنها و بین
خانه عنکبوت.
برگرفته از
کتاب بیت العنکبوتأبو المنذر خليل بن إبراهيم أمين
[1]-
مراجعه شود به تفسیر قرآن العظیم(ابن کثیر) وفتح القدیر (شوکانی) و کتاب تفسیر
الکریم الرحمن (سعدی) – تفسیر همین آیه با اندکی تصرف و تلخیص.
[2]-
تعلیق: شیخ صالح الفوزان (خدا او را حفظ کند) میگوید : ای کاش به جای اعجاز علمی،
اعجاز بحثی گفته میشد زیرا اعجاز قرآن از چند نظر زیر است؛
1- از نظر لغت و اسلوب 2- از نظر احاطه علمی به آنچه در
گذشته بوده و آنچه در آینده میآید 3- از نظر احکام شرعی 4- از نظر احکام بشری
قابل بحث که خطا پذیر نیستند اما سه قسم اول به هیچ وجه در آنها خطا نفوذ نمیکند
زیرا از طرف خداوند حکیم حمید نازل شدهاند.
[3]-
این بحث را روزنامه الاهرام قاهره در ماه رمضان مبارک با تحقیق مایسه عبدالرحمن
تحت عنوان «یقین در عصر علم» بخش سوم منتشر کرد.
[4]-
علماء لغتشناس دربارة واژه عنکبوت اختلاف دارند برخی آن را مذکر و برخی دیگر آن
را مؤنث میدانند. ابن منظور (در لسان العرب) میگوید : عنکب جنس عنکبوت است و میتواند هم مذکر و هم مونت
بیاید. قرطبی (در کتاب تفسیرش) از فراء نقل میکند که (این واژه) مذکر است و به
این قول اعراب استشهاد کرده است.
علی
هطالهم منهم بیوت
کأن
العنکبوت هواتبناها
مراجعه شود به کتاب لسان العرب / ابن منظور / جلد 1/632، و تفسیر قرطبی 13/306.
من المومنین رجال صدقوا ما عهدوا الله علیه فمنهم من قضی نحبه و
منهم من ینتظروما بدلوا تبدیلا. احزاب23
شیخ علی دهواری یکم مردادماه 1339در روستای آسپیچ شهرستان سراوان در یک
خانواده ی مذهبی دیده به جهان گشود. وی تحصیلات دوره ی ابتدایی خود را در مدرسه ی
ابتدایی آسپیچ و دوره ی متوسطه را در شهر سراوان در سال 1359 به پایان رساندند و
در کنارآن تعطیلات تابستانی را در حوزه ی علمیه ی عین العلوم گشت به فراگیری علوم
شرعی
می پرداخت وبه دلیل اشتیاق وافر به علوم شرعی درسال 1360پس از دریافت بورس
تحصیلی از دانشگاه بین المللی مدینه منوره عازم سرزمین وحی عربستان سعودی گردید و
7سال از بهترین دوران زندگی خویش را در شهر رسول الله صلی الله علیه وسلم دانشگاه
مدینه ی منوره به کسب فیض از علما و دانشمندان و اساتید آن در رشته علم حدیث با
رتبه ممتاز از آن مرکز علمی فارغ التحصیل گردید و از آنجایی که مدینه محل رفت و
آمد تمام اندیشمندان جهان اسلام با افکار و اندیشه ها و مذاهب مختلف اسلامی بود با
برخورد و ملاقات با آنان شناخت عمیقی از اسلام و مسائل اسلامی پیدا نمود و با تلاش
در دریای قرآن و سنت در سال 1367 با کوله باری از علم و دانش و تجربه برای خدمت به
مردم به ایران بازگشت و بعد از گذراندن 2 سال خدمت سربازی دعوت به سوی توحید
ویکتاپرستی و سنت رسول الله صلی الله علیه وسلم در شهرستان سراوان آغاز نمود.
شیخ چند سال امام جمعه و جماعت
مسجد نور سراوان بودو از آن سنگربه نشر و گسترش علوم دینی می پرداخت و همچنین مدتی
استاد حدیث مدرسه علوم دینی دار العلوم زنگبان بود ودر همین اثنا مسجد جامع صدیق
اکبر را در شهرستان سراوان با کمک تعدادی از ریش سفیدان پایه گذاری نمود وبه عنوان
امام جمعه وجماعت این مسجد مشغول خدمت گردید ودرسال 1380 مدرسه علوم شرعی دار
الحدیث امام بخاری را با کمک دوستان و همفکرانش پایه گذاری نمود و ضمن سرپرستی در
آن مدرسه به تدریس پرداخت با جمع آوری کمک های مردمی مساجد زیادی بنا نمودند.هم
اکنون حدود 80 نفر در مدرسه
دار الحدیث امام بخاری مشغول به
تحصیل می باشد .
او اندیشمندی توانا بود که با اخلاص تمام در جهت احیای کتاب و سنت گام برمی
داشت و از اخلاق والایی برخوردار بود واز راه تجارت و فروشلوازم یدکی امرار معاش
می نمود .او طبق سنت الهی مانند همه ی پیامبران و مصلحان و دعوتگران مورد تهمجم
قرارگرفت به او تهمت زدند فحش و ناسزا شنید ولی مانند کوه استوار ایستاد و راه
دعوت را ادامه داد دشمنان اسلام این کور دلان که توانایی دیدن نور الهی را نداشتند
به پست ترین روش(ترور) شیخ را بعد از نماز مغرب روز دوشنبه بیستم آبان ماه سال 87
هنگام بازدید از یکی از مساجد سینه ای را که مملو از قرآن و حدیث بود آماج گلوله
ساختند و گل وجودش را پرپر ساختند
(انا لله و انا الیه راجعون)
واینگونه این مرد خدا و طرفدار کتاب و سنت را که تمتم عمرش صرف پخش و نشر
فرهنگ اسلامی و مبارزه با بدعت ها و خرافات نمود به شهادت رساندند.ایشان در سن
48سالگی ندای پروردگارش را به بهترین وجه لبیک گفتند و به سرای باقی شتافتند .
امیدواریم که خون پاک این شهید اسلام باعث آبیاری درخت اسلام و قرآن و سنت
شود و مایه ی یاس و نا امیدی دشمنان اسلام گردد.آمین
اما
بعد... من اعتقاد دارم که الله تنها معبود و قانونگذار و فريادرس و اجابت کننده
دعاها و روزي دهنده و .... است و هيچ معبودي بجز او نيست و او تک و تنها و بينياز
ميباشد در حالي که تمامي موجودات به آن نيازمندند نه ميزايد و نه از کسي زاده
شده است و هيچ هماورد و همتايي ندارد. و اينکه هيچ کس به جز او سزاوار نيست چيزي
از اقسام عبادت در حقش صورت گيرد ..... و هرکس که چيزي از انواع عبادت را در حق
غير الله انجام دهد پس او کافر و مشرک است.
و
عبادت اسم جامع و شاملي است که در بر دارنده هر آنچه است که خداوند متعال دوستش ميدارد
و از آن خشنود ميگردد حال فرقي نميکند از گفتار باشد يا کردار، مانند: ارکان پنجگانه
اسلام، دعا و رجاء و خوف توکل، رغبت و رهبت[1] استعانه[2]، استغاثه[3]
و ذبح[4]
و نذر و ساير اقسام عبادت. همانا خداوند سبحان به هر آنچه که خودش را توصيف کرده
موصوف ميباشد و به همانچه که خود را ناميده، ناميده ميشود و هر آنچه که رسولش
(صلى الله عليه وسلم) از صفات عليا به عنوان وصفي حقيقي نه مجازي توصيفش کرده و از
اسماء حسني ناميده است، موصوف ميباشد. مانند استقرارش بر عرشش يعني به ذاتش بر آن
علو يافته و قرار گرفتن بدون هرگونه کيفيت و هرگونه تشبيه و يا تمثيلي همانگونه که
خداوند متعال ميفرمايد:
براستي
که او متکلم است با کلامي قديم که تک تک کلماتش حادث است همانگونه که از سلف نقل
شده است آنها ميگويند که الله هميشه متکلم و هر گاه خواسته تکلم کرده است. از
نمونههاي کلامش قرآن است که الفاظي است که بر حضرت محمد (صلى الله عليه وسلم) در
جهت تعبد و تسليم نسبت به آن و اعجاز نازل گرديده است، همان کلماتي که جبرئيل
(عليه السلام) بدون واسطه از خداوند متعال شنيد و با همان حروف و معاني همانطور که
از الله - عزوجل – شنيده بود بر حضرت محمد (صلى الله عليه وسلم) نازل کرد و اين
عبارات قرآن نه ساخته و پرداخته جبرئيل است و نه حضرت محمد (صلى الله عليه وسلم) و
نه در آن تصرفي کردهاند. بله آن کلام خداست و خداوند سبحان با حرف و صوت تکلم ميکند
همانگونه که حضرت موسي (عليه السلام) را که به کنار آن درخت آمده بود، ندا داد و
صدا زد:
يعني: «بدون شک من پروردگار تو ميباشم،
کفشهايت را از پايت بيرون بياور،
چرا که در سرزمين پاک و مبارک (طوي) هستي».
و
بندگانش را با صدايي که از دور چنان شنيده ميشود که گويا نزديک است صدا زده و ندا
ميدهد.
«أنا المَلِکُ، أنا الدّيانُ».
و
همانند همين حالت پيامبران و فرشتگانش و هر کس از بندگانش را که بخواهد مورد خطاب
قرار ميدهد يا از کتابهايش بر آنان فرو ميفرستد و يا از تک تک کلمات غير ازلياش
بر آنان نازل ميکند. اما اين کلام، مخلوق نيست زيرا از صفاتش بوده و صفات او همگي
غير مخلوق ميباشد.
همانا
خداوند سبحان دوست ميدارد و خشنود ميگردد ناپسند ميدارد، فرود ميآيد، زنده ميکند،
ميميراند، ناراض ميگردد، و از توبه بندهاش بسيار شادمان و خوشحال ميگردد.
خداوند
سبحان را مومنان در روز قيامت با چشمانشان ميبينند همانگونه که آيات و احاديث
صحيح بر اين امر دلالت ميکنند. و تمام اينها از صفات اوست صفاتي که هيچ صفتي شبيه
آنها نيست و حقيقي بوده و مجازي نميباشد همانگونه که کتاب و سنت آن را ثابت ميگرداند.
اينها
همان است که به آن اعتقاد داريم و تسليم محض و بياعتراض آن ميباشيم، و بدون هر
گونه کيفيت و هر گونه تشبيه و تمثيل و تعطيل (استراحت کردن براي خدا يا رها کردن
بندگان) خداوند را به اسماء و صفاتش ميشناسيم.
يعني: «هيچ چيز شبيه او نيست و فقط اوست که
بسيار شنوا (پذيرنده طاعت و مناجات) و بسيار بينا و آگاه است».
و
شهادت ميدهم که محمد (صلى الله عليه وسلم) بنده و رسولش به سوي تمامي ثقلين - جن
و انس - ميباشد. و اينکه او رسالتش را به خوبي و کامل به پايان رسانيد و امانت
(دعوت) را اداء کرد و امتش را نصيحت کرد و تا هنگامي که خداوند دين را کامل
گردانيد در راه خدا جهاد کرد تا آنکه فرمود:
يعني: «امروز (احکام) دين شما را برايتان
کامل کردم و (با عزت بخشيدن به شما و استوار داشتن گامهايتان) نعمت خود را بر شما
تکميل نمودم و اسلام را به عنوان آئين خدا پسند براي شما برگزيدم».
سپس
پروردگارش را برگزيد به رفيق اعلي – دوست برتر و بزرگترش، الله – ملحق گرديد و
دنيا و اهلش را رها کرد.
و
اينکه هيچ کس ايمان نميآورد مگر آنکه هواي نفس و آرزوها و اميال و اعتقادهايش را
مطابق و تابع آنچه بکند که رسول الله (صلى الله عليه وسلم) آورده است. تا آنجا که
رسول (صلى الله عليه وسلم) از جان (خودش)، فرزند و تمام مردم محبوبتر و عزيزتر ميباشد.
معناي
محبت رسول الله (صلى الله عليه وسلم) اطاعت از فرامين او و تصديق آنچه خبر ميدهد
و پرهيز و تنفر از آنچه که نهي ميکند، ميباشد. اينکه محب (دوستدار) او (صلى الله
عليه وسلم) خداوند متعال را عبادت نکند مگر آنگونه که حضرت (صلى الله عليه وسلم)
در شريعت بيان داشته است. و نه اينکه در حقش غلو و زياده روي کرده بگونهاي که
رضاي پروردگار در آن نيست. و مبادا منزلت و مقام حضرت رسول (صلى الله عليه وسلم)
را از آنچه که خداوند تعيين کرده در دعاها و استغاثهها (کمک طلبيدن و داد خواستن)
بالاتر ببرد زيرا رسول رحمت (صلى الله عليه وسلم) فرموده است.
«الدُّعَا هَو العِبادَهُ».
يعني: «دعا خود عبادت است».
و
همچنين حضرت (صلى الله عليه وسلم) ميفرمايد:
«إِنَّهُ لاَ يُستَغاثُ بي
وَإنَّما يُستَغاثُ باللهِ عَزَّوَجَل».
يعني: «به نزد من – زنده يا مرده – استغاثه
نميشود فقط و فقط به بارگاه الله – عزوجل – استغاثه و دادخواهي ميشود. «در اموري
که نياز به امدادهاي غيبي و نيروهاي مافوق مادي ميباشد».
استغاثه
به رسول الله (صلى الله عليه وسلم) شرک به خداوند متعال محسوب ميشود تا چه رسد به
اولياء و مدعيان علوم شهودي و مشايخ و .....!!!
وابستگي
به غير خداوند متعال در جلب خير و دفع شر، چه مستقلاً و چه با واسطه شرک است.
(يعني: وابستگي قلب به اولياء و جنيان با توکل کردن و پناه بردن و التجاء به آنان
و توبههاي روحاني با انواع خيرات و صدقات و قرباني دادنها براي آنان در جهت
برآوردن حاجتها و نيازها و بر طرف نمودن مصيبتها و بلايا، شرک به خداوند متعال
محسوب ميگردد حال فرق نميکند به نام طلسم يا توسل و يا .... باشد همه اين موارد
شرک محض و گمراهي آشکاري است. زيرا خداوند، کتابي نفرستاد و پيامبري را مبعوث
نگردانيد مگر براي بطلان و نابودي و قطع ريشههاي اين شرک و گمراهي و پاک گرداندن
قلبها و ضميرها از آن!
«وَلا حَولَ ولا قُوَّةَ إِلاَ
باللهِ».
و
اعتقاد داريم که فرشتگان و کتابهاي آسماني از جانب الله حق هستند و پيامبران همگي
حقند، برانگيخته شدن بعد از مرگ حق است.
بهشت
(جنت) حق است.
جهنم
(دوزخ) حق است.
ايمان
داريم، ميزان (ترازوي اعمال در قيامت) نيز حق است و همچنين حوض پيامبر ما (صلى
الله عليه وسلم) حق است، بگونهاي که هر کس از آن بنوشد هرگز تشنه نميگردد و از
هر گونه تغيير و تبديل در امان ميباشد.
به
قدر (آنچه خداوند تدبير کرده است) و خير و شرش ايمان ميآوريم و معتقديم شفاعت
پيامبر ما حضرت محمد (صلى الله عليه وسلم) و تمام پيامبران (عليه السلام) و صالحان
حق است. ولي بعد از اجازه و اذن خدا براي شفاعت کننده و رضايت و خشنوديش از آن کسي
ميخواهد در حقش شفاعت شود.
يعني: «نميتوانند در حق کسي شفاعت و ميانجيگري
کنند مگر آن کسي که خداوند از او راضي و خشنود گرديد»[5].
پيامبر
ما (صلى الله عليه وسلم) اولين کسي است که شفاعت ميکند و اولين کسي است که به او
اجازه شفاعت داده ميشود. ايشان در شفاعاتي خاص و منحصر گرديدهاند که ديگران در
آن شرکت ندارند. اول آن شفاعت در آنچه که بدان حکم داده شده است که اين همان «مقام
محمودي» است که انبياء و رسولان غبطهاش را ميخورند.
و
از انواع اين شفاعت در اخراج و بيرون آوردن کساني است که وارد دوزخ گرديدهاند. و
از اين انواع شفاعت، روانه کردن آنان به سوي بهشت است بعد از آنکه پاک گرديده و
آراسته و مهذب شدند.
و
اعتقاد داريم بهترين قرنها (زمانها) قرني (زماني) است که گروهي از مؤمنان که همان
اصحاب رسول الله (صلى الله عليه وسلم) هستند که بدور ايشان جمع شدند سپس عصر تابعين
(کساني که به نيکي از آنان (صحابه) پيروي ميکردند) ميباشد، همانگونه که (صلى
الله عليه وسلم) ميفرمايد:
يعني: «بهترين زمانها، زمان من است سپس کساني
که بعد از آنان ميآيند (عصر تابعين) سپس باز کساني که بعد آنان ميآيند».
و
اعتقاد داريم، بهترين کلام و سخن، کلام خداوند متعال است و بهترين هدايت، هدايت
حضرت محمد (صلى الله عليه وسلم) ميباشد. و بدترين و شرترين کارها نوآوري و بدعت
در شريعت است و هر بدعتي در دين گمراهي و ضلالت است.
اگر
ترس از طولاني شدن مطلب نبود براي هر کلام از اين مسائل دلايلي از کتاب و سنت رسول
الله (عليه السلام) و اجماع سلف صالح ميآوريم.
از
خداوند متعال خواهانيم که ما را به راه مستقيمش در تمام گفتارها و کردارها (اعمال)
هدايت و رهنمود سازد و ما را از انحراف و گمراهياي فتنهها چه آشکار و چه نهان
حفظ کرده و نگهداري کند و بالاخره ما را بر آئين اسلام بميراند.
[5]- صحيح آن است که شفاعت در بيرون آوردن کسي
که بخاطر گناهش وارد جهنم ميشود ويژه و خاص رسول کريم (صلى الله عليه وسلم) نيست،
بلکه شفاعت مشترکي است که از احاديث وارده از ايشان (صلى الله عليه وسلم) فهميده
ميشود.
تنها آن چيزي که
رسول اکرم (صلى الله عليه وسلم) به آن اختصاص يافتهاند، شفاعت عظمى است که سبب ورود اهل جنت ميشود همانگونه که
حديث صحيح بدان تصريح دارد. و همچنين شفاعت در تخفيف و کم کردن عذاب عمويش ابوطالب
از خصوصيتهاي شفاعت حضرت (صلى الله عليه وسلم) ميباشد تنها خداوند است که توفيق ميدهد.
اين مطلب، گفتار
عبدالعزيز بن عبد الله بن باز رئيس عام اداره افتاء و پژوهشهاي علمي و دعوت و
ارشاد ميباشد. عفا الله عنه ووفقه لکل خير.
1-طلوع خورشيد در صبح آن شب، صاف و بدون
تابش نور است. قرص خورشيد كاملاً ديده مىشود و هيچ شعاع و پرتويى آن را
نمىپوشاند. در اين حال نگاه كردن به قرص خورشيد همانند قرصماه، امكانپذير است.
هنگام طلوع خورشيد هيچ شيطانى با آن بيرون نمىآيد.
2-ظاهر شدن ماه در آن شب به شكل كاسهاى
كه دو نيمه شده است.
3- آن شب،
شب بسيار آرامى است. در آن هيچ شهابى به سوى شياطينى كه استراق سمع مىكنند پرتاب
نمىشود [چون به خاطر امان بودن آن شب ممكن است استراق سمع صورت نگيرد]، هوا
كاملاً صاف و نورانى است. گويا در آن شب قرص ماه كامل است. در آن شب از گرماى اذيت
كننده و سرماى سوزناك خبرى نيست.
پيامبر صلی
الله علیه وسلم فرمود: «از نشانههاى شب قدر اين است
كه خورشيد صبح آن شب، صاف و بدون پرتوافكنى طلوع مىكند، همانند قرص كامل ماه.
شيطان در آن روز اجازه بيرون آمدن همراه با طلوع خورشيد را ندارد».
اصحاب آن
حضرت در نزد او از شب قدر، ياد كردند كه چگونه است، پيامبر صلی الله علیه وسلم
فرمود: «كدام يك از شما طلوع ماه را در حالى كه همانند
نيمه كاسه است، يادش مىآيد؟». (مسلم 1170).
روزى پيامبرصلی
الله علیه وسلم به نزد اصحاب آمد تا زمان شب قدر را به آنان خبر دهد، اما دو نفر
با هم كشمكش و جر و بحث كردند. پيامبر صلی الله علیه وسلم فرمود: «آمده بودم زمان شب قدر را به شما بگويم، اما فلانى و فلانى
با هم كشمكش كردند و خبر آن برداشته شد. اميدوارم اين كار (پنهان ماندن زمان شب
قدر) براى شما بهتر باشد.
پيامبر صلی
الله علیه وسلم فرمود: «شب قدر در خواب به من نشان
داده شد. سپس يكى از همسرانم مرا بيدار كرد و زمان آن از يادم رفت. پس آن را در
دهه آخر رمضان جستجو كنيد». (مسلم 1166.
المنهاج، للنووي 8/299).
شب قدر يكى
از شبهاى فرد آخر رمضان است. سنت است كه در شب قدر اين دعا خوانده شود: «أَللَّهُمَّ إِنَّكَ عَفُوٌّ تُحِبُّ الْعَفْوَ فَاعْفُ
عَنِّي«.
عايشه رضی الله عنها از
پيامبرصلی الله علیه وسلم پرسيد: اگر شب قدر را دريابم، چه دعايى بخوانم؟ فرمود: بگو: «أَللَّهُمَّ إِنَّكَ عَفُوٌّ تُحِبُّ الْعَفْوَ فَاعْفُ
عَنِّي«. (تفسير
ابنكثير، ص (1862).
پيامبر صلی
الله علیه وسلم فرمود:«من قام ليلة القدر إيماناً
واحتساباً غُفر له ما تقدم من ذنبه«.
«كسى كه در شب قدر از روى ايمان و يقين و
طلب اجر از خدا، قيام كند تمامى گناهان گذشتهاش بخشيده مىشوند»
و فرمود:«من يقم ليلة القدر فيوافقها ايماناً واحتساباً
غفرله«. (متفق عليه،
البخاري 35. مسلم 760).
«كسى كه از روى ايمان و يقين و طلب اجر
از خدا، براى دريافتن شب قدر قيام كند و (قيام او) موافق با آن شب باشد، بخشيده
مىشود».
همچنين
فرمود:«فمن قامها ابتغاءها إيماناً واحتساباً، ثمّ
وُفّقت له، غفر له ما تقدم من ذنبه وما تأخّر». (أحمد في
المسند 5/318).
«كسى كه از روى ايمان و يقين و طلب اجر
از خدا براى طلب شب قدر قيام كند، سپس به دريافتن آن موفق شود، تمامى گناهان گذشته
و آيندهاش بخشيده مىشوند».
معناى قَدْر: به بالاترين
نقطه هر چيزى قدر گفته مىشود قدر آن، يعنى بالاترين حد و نقطه آن.
فضيلت
و ارزش شب قدر:
الف - عبادت
در آن شب بهتر از عبادت در هزار ماهى است كه در آن شب قدر نباشد. اين مدت حدود
هشتاد و سه سال و چهار ماه است. پس خواننده گرامى به فراوانى و گستردگى رحمتى كه
خداوند در حق اين امت دارد بنگر.
ب - شبى است كه به خاطر فضيلتش، فرشتگان بسيارى همراه نزول رحمت و بركت به
زمين فرود مىآيند، همچنين هنگام تلاوت قرآن فرود مىآيند، حلقههاى ذكر را احاطه
مىكنند، بالهاى رحمتشان را براى بزرگداشت و احترام اهل علم - كه نيت خالصانه
دارند - مىگسترانند. از جمله فرشتگانى كه در آن شب همراه فرشتگان ديگر به زمين
فرود مىآيد امين وحى، جبرئيل ؛ است. چهقدر ارزش و جايگاه اين شب بزرگ است!
ج - فرشتگان
در آن شب بر نمازگزاران در مسجد، سلام مىفرستند و تا طلوع فجر صادق براى آنان دعا
مىكنند.
د - شب قدر
از بلا و آفات در امان است. در آن شب شيطان نمىتواند كار بدى انجام دهد، يا به
كسى آسيب برساند. تمام آن شب تا طلوع فجر صادق در امن است.
هـ - در شب قدر خداوند قرآن را به طول كامل از لوحالمحفوظ به بيت العزه در
آسمان دنيا فرو فرستاد، سپس قرآن كمكم و به تدريج بر حسب حوادثى كه پيش مىآمدند،
در مدت 23 سال بر قلب پيامبر نازل شد.
و - در شب قدر خداوند مقدار رزق و اجل و حوادث يكساله جهان را مشخص مىكند
و همه آنها را در ميان فرشتگانى كه مأمور هستند، تقسيم مىكند.
فضيلتهاى شب
قدر بسيار فراوان و غير قابل شمارش هستند.
پروردگارا،
ما را براى قيام در آن شب از روى ايمان و طلب اجر و پاداش از درگاهت، موفق بگردان،
از عطا و بخشش آن شب ما را محروم مگردان، پاداش قيام ما را در آن شب چندين برابر
افزون بگردان و ما را از خير و بركت آن شب محروم مگردان. آمين يا رب العالمين.
پنجم: هديه
و بخشش چندين برابر بودن اجر و پاداش در شب قدر، مخصوص امت پيامبر خاتم است.
از جمله نعمتهاى خداوند بر امت پيامبر خاتم، نسبت به امتهاى پيشين،
فضيلتهاى فراوانى است كه خداوند به اين امت اختصاص داده است، اينكه خداوند در
برابر عبادت كم امت اسلامى، اجر و پاداش بسيار بزرگى به آن وعده داده است. به
عنوان مثال برترى داشتن و فضيلت عبادت در شب قدر بر هزار ماهى كه شب قدر در آن
نباشد، بهترين گواه بر اين گفته است.
همچنين
بهترين گواه بر آنچه گفته شد، اين استدلالها هستند:
1-امام مالك؛ در كتاب الموطأ گويد: او
از علماى مورد اعتماد شنيده است كه عمرِ مردمان پيشين به پيامبر خاتم نشان داده
شد. گويا پيامبر صلی الله علیه وسلم با ديدن عمر (زياد) آنها، عمر امتش را كم
دانست كه نمىتوانند در اين عمر كوتاه به اندازه آنانى كه عمرى طولانى داشتهاند،
عبادت كنند. خداوند شب قدر را - كه عبادت در آن از عبادت هزار ماه بهتر است - به
او و امتش عطا كرد. (موطأ، مالك 15).
2-در حديثى كه مجاهد با سند مرسل روايت
كرده، درباره سبب نزول سوره (قدر) آمده است: پيامبر صلی الله علیه وسلم مردى از
بنىاسرائيل را نام برد كه در راه خدا هزار ماه جهاد كرد. مسلمانان از شنيدن آن
خبر و جهاد زياد او، شگفتزده شدند (كه عمر ما كم است و نمىتوانيم به آن اجر و
پاداش دست يابيم). خداوند (براى آرامش دادن به آنان) سوره قدر را نازل كرد:
و فرمود:
عبادت در شب قدر بهتر از هزار ماهى است كه آن مرد بنى اسرائيل زره پوشيده و جهاد
مىكرد. (تفسير ابن أبي حاتم10/3452 شماره 19424. البيهقي في السنن الكبرى
4/306، الواحدي في أسباب النزول ص 461 ).
آنچه سخنان
مالك و حديث مرسلى را كه مجاهد روايت كرده تأييد مىكند، حديث صحيحى است كه از ابن
عمر روايت شده: او از رسول خدا شنيد كه فرمود: برترى و ماندگارى شما نسبت به
امتهاى گذشته همانند فاصله بين نماز عصر تا غروب خورشيد است؛ به يهوديان، تورات
داده شد تا نصف روز (وقت ظهر) به آن عمل كردند و بعد از عمل كردن به آن ناتوان
شدند. به آنان يك قيراط يك قيراط اجر داده شد، سپس به مسيحيان انجيل داده شد، تا
هنگام عصر به آن عمل كردند. سپس از عمل كردن به آن بازماندند. به آنان هم يك قيراط
يك قيراط اجر داده شد. سپس به ما قرآن داده شد تا غروب خورشيد به آن عمل كرديم. به
ما دو قيراط دو قيراط اجر داده شد. اهل كتاب گفتند: پروردگارا، به آنان دو قيراط
دو قيراط پاداش دادى، ولى به ما يك قيراط يك قيراط پاداش دادى، در حالى كه كردار و
اعمال ما بيشتر از آنان است؟ خداوند از آنان مىپرسد: آيا چيزى از پاداش شما
كاستهام؟ گفتند: نه، خداوند مىفرمايد: پس آن فضل من است، به هر كسى كه بخواهم
افزون مىدهم. پروردگارا، ما خواستار فضل تو هستيم. ما را از فضلت محروم مگردان.
(البخاري 557).
پيامبر صلی
الله علیه وسلم فرمود: «تحرّوا ليلة القدر فى الوتر من
العشر الأواخر من رمضان».
«شب قدر را در شبهاى فرد دهه آخر رمضان
جستجو كنيد».
رسول الله صلی الله عليه وسلم
فرمود: خدای عزوجل می فرمايد: هر عمل فرزند آدم برای اوست، غير از روزه که برای من
است و من پاداش آن را می دهم و روزه سپری است (در مقابل دوزخ يا گناهان) و چون روز
روزهء يکی از شما باشد، بايد ناسزا نگويد، و فرياد نکشد و با کسی درگير نشود و اگر
کسی او را دشنام داد يا با او جنگ کرد، بايد بگويد: من روزه دارم و سوگند به ذاتی
که جان محمد در دست اوست، همان بوی دهان روزه دار در نزد خداوند از بوی مشک نيکوتر
است. و برای روزه دار دو شادی است که بدان شاد می شود، يکی که چون افطار کند شاد
می شود و ديگری که چون پروردگارش را ملاقات کند به روزه اش شاد می گردد.
2_وعن سهلِ بنِ سعدٍ رضي اللَّه
عنهُ عن النَّبِيِّ صَلّى اللهُ عَلَيْهِ وسَلَّم قال: « إِنَّ
فِي الجَنَّة باباً يُقَالُ لَه: الرَّيَّان، يدْخُلُ مِنْهُ الصَّائمونَ يومَ
القِيامة، لا يدخلُ مِنْه أَحدٌ غَيرهُم، يقالُ: أَينَ الصَّائمُون؟ فَيقومونَ لا
يدخلُ مِنهُ أَحَدٌ غيرهم، فإِذا دَخَلوا أُغلِقَ فَلَم يدخلْ مِنْهُ أَحَدٌ»
متفقٌ عليه.
از سهل بن سعد رضی الله عنه
روايت است که:
پيامبر صلی الله عليه وسلم
فرمود: هر آينه در بهشت دری است که به آن ريان گفته می شود و روزه داران در روز
قيامت از آن داخل می گردند که هيچکس غير از ايشان از آن داخل نمی گردد.
گفته می شود: روزه داران کجايند!
پس ايستاده می شوند و از آن کسی غير از ايشان داخل نمی گردد و چون داخل شوند بسته
می شود و هيچکس از آن وارد نمی شود.
چون
دههء اخير داخل می شد، رسول الله صلی الله عليه وسلم شب زنده داری کرده و خانواده
اش را برای عبادت بيدار می کرد وسخت تلاش می نمود.
درباره من
درباره : بسم الله الرحمن الرحیم سلام علیکم ورحمه الله وبرکاته آنگاه که چاره ها کار ساز نمی افتد و امیدها قطع میشود و راهها مسدود می گردد فریاد برمی آوریم : یا الله الیس الله بکاف عبده . اذ تستغیثون ربکم فا ستجاب لکم .